با تلاش بسیار تیم فنی همانند گذشته در کنار شما هستیم !
1 ماه قبل
🧩🔥 وقتی صدای اکثریت میتواند خطرناک باشد…
قسمت 8 فصل 1 Pluribus
تصمیمهایی که گرفته میشوند، دیگر قابل بازگشت نیستند. آمادهای برای تغییر بازی؟ 🎬⚡
2 ماه قبل
🎬 Eşref Rüya – Season 1 | Episode 25
🔥 اوج تنشها، رازهایی که بالاخره برملا میشوند و تصمیمی که میتواند همهچیز را تغییر دهد… این قسمت نفسگیر را از دست نده!
🇹🇷✨ از این به بعد فیلمها و سریالهای ترکیهای را در بلبلجان
📺 کاملاً بهروز تماشا کن و
⏰ هیچ فیلم و سریالی را از دست نده!
2 ماه قبل
📲 Pluribus – قسمت ۷ آماده شد!
⚡ مارا به حقیقت ممنوعه نزدیک میشه و یک افشاگری بزرگ همهچیز رو میلرزونه!
اولین بار نسخهٔ فوقالعادهٔ اوریجینال «کینگ کونگ» را دیدم؛ همچنان مسحورکننده و تأثیرگذار است و استفادهٔ پیشپیشبینانهاش از جلوههای ویژه شگفتانگیز بود. بعد نسخهٔ جدیدترِ آقای پیتر جکسون را دیدم که آن هم بسیار چشمگیر بود. دربارهٔ نسخهٔ دههٔ هفتاد فقط حرفهای بد شنیده بودم، اما من فیلمهای گیلرمین را که دیدهام تحسین میکنم و به این بازیگران نگاه کنید؛ وقتی یک بلوری دستدوم با...
اولین بار نسخهٔ فوقالعادهٔ اوریجینال «کینگ کونگ» را دیدم؛ همچنان مسحورکننده و تأثیرگذار است و استفادهٔ پیشپیشبینانهاش از جلوههای ویژه شگفتانگیز بود. بعد نسخهٔ جدیدترِ آقای پیتر جکسون را دیدم که آن هم بسیار چشمگیر بود. دربارهٔ نسخهٔ دههٔ هفتاد فقط حرفهای بد شنیده بودم، اما من فیلمهای گیلرمین را که دیدهام تحسین میکنم و به این بازیگران نگاه کنید؛ وقتی یک بلوری دستدوم با قیمت خوب پیدا کردم، ریسک کردم. قطعاً این فیلم از بقیه ضعیفتر است، اما هرگز فاجعه نیست. جالب است که ابتدا میخواستند جوزف سارجنت کارگردانی کند و پیتر فالک بازی داشته باشد و حتی مریل استریپ برای نقشی که در نهایت به جسیکا لنگ رسید در نظر گرفته شده بود. تغییراتی که برای بهروز کردن کونگ در دههٔ هفتاد دادند جالب است (آنها میخواستند فیلمنامه کاملاً متفاوت از شاهکار کوپر/شوئدساک باشد)، و برایم سؤالبرانگیز است که اگر آقای پیتر جکسون بهجای ساختن یک فیلم دورهای، کونگ را به میمونی دمدمیمزاج و قرن بیستویکمی تبدیل میکرد، نتیجه چگونه میشد. حتی برای من کانادایی، دیدن برجهای دوقلوی مرکز تجارت جهانی حس نوستالژیک داشت. تنها بخش واقعاً دشوار برای تماشا آنجاست که کونگ مجبور میشود در جشنهای دویستمین سالگرد آمریکا نمایش دهد، و در پایان کنجکاوم چگونه لنگ اینقدر سریع از پشت بام یکی از برجها پایین آمد. پاسخ احتمالاً در اتاق تدوین مانده و تدوین برای رسیدن به موعد اکران شتابزده بوده، بنابراین کسی متوجه نشده...
نه، کاملاً اشتباه میگویی. او ترس، راز و جادوی زندگیشان بود.
سال 1976 بود و من سال قبل از آن با «آروارهها» کاملاً مجذوب و وحشتزده شده بودم—آنوقت فقط ده سالم بود. پدر و مادری که عاشق سینما بودند من را با نسخهٔ اوریجینال 1933 آشنا کرده بودند، و همین که این بازسازی رنگی منتشر شد، دو ساعت در صف ایستادم تا آن را ببینم. مسحور شدم، واقعاً دوستش داشتم و به همه در مدرسه و زمین بازی میگفتم چه تجربهٔ فوقالعادهای بود. آن لحظات هیچوقت فراموش نمیشوند؛ عشق به سینما با چشمانی جوان است و نباید آن لحظات را به حساب نادانی کوبید.
خیلی بعدها، دیدن این بازتعریف داستان کونگ تلاش برای خاموش نکردن آن شور و شوق جوانی است. حالا میتوانی ببینی جلوهها چقدر ضعیفاند و تا چه حد تهیهکنندهٔ معروف دینو دی لورنتی از راههایی که در تحقیقاتش معلوم میشود، تقلب کرده تا این را روی پرده بیاورد. از طرف دیگر، حالا میتوانی ببینی چقدر موضوعات فیلم بزرگسالانهاند. فیلم پر از کنایهها و تصاویر جنسی است؛ مثلاً صحنهٔ اول جسیکا لنگ که با پیراهن خیس معرفی میشود و حالت برجستهٔ نوک سینهاش کاملاً معلوم است—چیزی که من در دهسالگی همیشه به خاطر نداشتم...
در روایت هم نگرانیهای روزگار مثل سوخت و تبعیض دیده میشود و کاراکترها از نوع ۷۰s هوشمندانهاند. حتی تغییر اتکاء نهایی به هلیکوپترها بهجای هواپیماها قابل احترام است—با پسزمینهٔ سنگین برجهای دوقلو که حالا توجه بیشتری جلب میکند—اما دور از این نیست که تولید چقدر ضعیف است. بنابراین ممکن است هنوز برایمان اشکی بریزد وقتی غول عظیم بهخاطر عشقش سرنگون میشود و ما انسانها را نفرین کنیم که چرا او را در جزیرهاش رها نکردیم، اما این در مجموع فیلمسازی ضعیفی است که نزدیک است خاطرات دوستداشتنی سینمادوستان جوانِ سال 1976 را خرد کند. امتیاز: ۵ از ۱۰
کمی طولانی است اما خیلی هم بد نیست و چند لحظهٔ بامزه و دوستداشتنی دارد، مثل دیدن مردی با لباس میمون که یک قطار مدل را پرتاب میکند یا پشت یک ساختمان پنهان میشود تا از هلیکوپتر فرار کند. اما جدی بگویم، لباس میمون چندان بد نبود ولی بعضی از اداها و حالتهای صورتش گاهی ترسناک بود، بهویژه وقتی به دوان نگاه میکرد. قطعاً یکی از نسخههای ضعیفتر کونگ است (هرچند «کینگ کونگ زنده میماند» را ندیدهام) اما قابل تماشا است. امتیاز: ۳ از ۵
خب، همیشه رسیدن به نسخهٔ 1933 کار بسیار سختی بود، پس سؤال این است—چرا این کار را انجام دادند؟ در هر حال ساختهاند و آنچه داریم تا حدی شوکهکننده است. نام شخصیتها تغییر کرده و خط داستانی طوری بهروز شده که بیشتر دربارهٔ اکتشاف نفت است تا شکار هیولا، اما در اصل داستان همان است: زن جذاب «دوان» (جسیکا لنگ) مورد توجه کونگ غولپیکر قرار میگیرد. وقتی به لانهٔ او برده میشود، جف بریجز («پرسکات») و چارلز گرودین («ویلسون») آنها را تعقیب میکنند و با خطرات مختلف روبهرو میشوند تا آن بانوی گرفتار را نجات دهند. در همین حال، خودِ دوان دارد به عاشقِ غولپیکر بدل میشود و شاید واقعاً نمیخواست نجات پیدا کند؟ ما اما قطعاً چنین نمیخواهیم. فیلم زیاد طول میکشد تا شروع شود و وقتی هم شروع میشود، تفسیر بسیار معمولی و کمرمقی از یکی از نمادینترین داستانهای عاشقانهٔ تاریخ سینما عرضه میکند و بازیها هم تا حد زیادی خشکاند. تصویربرداری رنگی در سطح خوبی است، اما همین موضوع هم تا حدی روح فیلم را میبرد. فیلم حال و هوای تلویزیونی دارد و از هر حس تهدید یا احساس تهی است. لنگ در آغاز جیغ میکشد، ولی هیچ آسیبپذیریای در نقش او دیده نمیشود. کمک نمیکند که بازیگران مکمل چندان بهتر از یک سری هنرپیشهٔ درجهٔ سه روزانه نباشند و دیالوگها واقعاً نیاز به کار بیشتری داشتند اگر قرار بود ما را برای دو ساعت و ربع درگیر کنند. فقط به خاطر اینکه جلوههای بصری این فیلم را ممکن کردهاند، به این معنا نیست که باید ساخته میشد. خودتان قضاوت کنید، اما بعید میدانم آن را سرگرمکننده یا حتی نزدیک به نسخهٔ اوریجینال بیابید.
معمولاً من بازسازیها را دوست ندارم... ولی قبلاً به دیسی هم علاقه نداشتم. بعد نسخهٔ بحثبرانگیز New 52 آمد، و دوستی داشتم که دیفلش در New 52 فلش مورد علاقهاش نبود و او صرفِ اصل قضیه از آن متنفر شد.
فکر میکنم همین اتفاق دربارهٔ این فیلم هم افتاده؛ چون فیلم 33 تا حد زیادی بلندپروازانه بود. فناوری آن زمان کامل نبود اما آنها نهایت تلاششان را کردند تا بهترین فیلم ممکن را بسازند، و گاهی وقتی برای ماه هدف میگیری، واقعاً به ماه میرسی.
این کینگ کونگ از درخشش فیلم 33 ضربه میخورد. فیلم بدی نیست، اما مثل نسخهٔ اول ریسک نمیکند و جسارت نمیورزد. از نظر تصویربرداری هم اشکالاتی دارد—مثلاً بهنظر میرسد با لنز ثابت ۵۰ فیلمبرداری شده که برایم آزاردهنده است؛ نورپردازی کافی نشده و فیلمبرداری با سریعترین حساسیت فیلم انجام شده که باعث دانهدانه بودن تصویر شده است. شاید با ریمستر بتوان این مشکلات را تا حدی برطرف کرد، اما در حال حاضر تصویر دانهای و کمی بیکیفیت است. برای کسی مثل من که عکاسی مخارج دوران تحصیلش را تأمین کرده، این موارد آزاردهندهاند و فکر میکنم میشد بهتر انجام شود. در مجموع فیلم بهاندازهٔ نسخهٔ 1933 عظیم نیست، اما در پایان روز هنوز هم سرگرمکننده است و به همین خاطر ارزش دیدن دارد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران