با تلاش بسیار تیم فنی همانند گذشته در کنار شما هستیم !
1 ماه قبل
🧩🔥 وقتی صدای اکثریت میتواند خطرناک باشد…
قسمت 8 فصل 1 Pluribus
تصمیمهایی که گرفته میشوند، دیگر قابل بازگشت نیستند. آمادهای برای تغییر بازی؟ 🎬⚡
2 ماه قبل
🎬 Eşref Rüya – Season 1 | Episode 25
🔥 اوج تنشها، رازهایی که بالاخره برملا میشوند و تصمیمی که میتواند همهچیز را تغییر دهد… این قسمت نفسگیر را از دست نده!
🇹🇷✨ از این به بعد فیلمها و سریالهای ترکیهای را در بلبلجان
📺 کاملاً بهروز تماشا کن و
⏰ هیچ فیلم و سریالی را از دست نده!
2 ماه قبل
📲 Pluribus – قسمت ۷ آماده شد!
⚡ مارا به حقیقت ممنوعه نزدیک میشه و یک افشاگری بزرگ همهچیز رو میلرزونه!
سم فلین که پسر کلوین فلین است، به فناوری که بیست و پنچ سال پیش از این پدرش از آن استفاده کرده، دست یافته است. سم متوجه میشود که پدرش ناپدید نشده و همه این سال ها را در این بازی زندگی کرده. سم برای نجات پدرش به داخل بازی نفوذ کرده و...
سم فلین که پسر کلوین فلین است، به فناوری که بیست و پنچ سال پیش از این پدرش از آن استفاده کرده، دست یافته است. سم متوجه میشود که پدرش ناپدید نشده و همه این سال ها را در این بازی زندگی کرده. سم برای نجات پدرش به داخل بازی نفوذ کرده و...
نامزد ۱ جایزهٔ اسکار، ۱۰ جایزه و در مجموع ۵۲ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان3326
از کجا باید شروع کرد درباره ترون: میراث؟ دنبالهای است بر اثری کوچک اما پرطرفدار که ۲۸ سال پیش اکران شد؛ فیلمی که بیشتر بهخاطر طراحیهای پیشرفتهاش در آن زمان شناخته میشد تا داستان منسجم یا شخصیتهای کلاسیک. حالا نه بازسازی و نه ریبوت، بلکه دنبالهای مستقیم بر همان فیلم قدیمی ساخته شده است.
شهرت ترون ممکن است در این سالها بیشتر شده باشد، اما زمان...
از کجا باید شروع کرد درباره ترون: میراث؟ دنبالهای است بر اثری کوچک اما پرطرفدار که ۲۸ سال پیش اکران شد؛ فیلمی که بیشتر بهخاطر طراحیهای پیشرفتهاش در آن زمان شناخته میشد تا داستان منسجم یا شخصیتهای کلاسیک. حالا نه بازسازی و نه ریبوت، بلکه دنبالهای مستقیم بر همان فیلم قدیمی ساخته شده است.
شهرت ترون ممکن است در این سالها بیشتر شده باشد، اما زمان با آن مهربان نبوده است؛ دیزنی تلاش کرد قبل از اکران میراث، نسخهی اصلی را دوباره نمایش دهد، ولی مخاطبان مدرن با جذابیت dated آن، واکنش طنزآمیزی نشان دادند. نداشتن خاطرهٔ کودکی مرتبط با ترون باعث شد که من پیش از تماشای دنباله تنها به خلاصهٔ داستان ویکیپدیا متکی باشم — اطلاعاتی که در نهایت خیلی از شکافهای روایی را بیربط نشان داد. بنابراین نقد من از میراث، صرفاً دربارهٔ خودِ فیلم است، بیآنکه نوستالژی یا انتظار زیادی مرا تحت تأثیر قرار دهد.
بیش از دو دهه پس از وقایع فیلم اول — که برنامهنویسی وارد دنیای کامپیوتریاش میشود و علیه یک دیکتاتور دیجیتال میجنگد — این بار با پسر بیستوچندسالهٔ آن برنامهنویس روبهرو میشویم؛ وارث امپراتوری فناوری پدر که چندان از این موقعیت راضی نیست. او هنوز از ناپدید شدن مرموز پدر آشفته است و پیامی رمزآلود او را به آزمایشگاه زیرزمینی پدر میکشاند و ناخواسته وارد جهان دیجیتال میشود. در آنجا پدر را گرفتار مییابد و باید راه بازگشت را بجنگند. بازگویی جزئیات بیشتر از این بیحاصل و ناعادلانه خواهد بود؛ بس است که بگویم پس از ورود به قلمرو دیجیتال، فیلم به یکی پس از دیگری صحنههای اکشن را ارائه میدهد که قهرمان جوان پدر را نجات میدهد و رابطهٔ رمانتیک لازم را پیش میبرد تا فیلم به پایان برسد.
البته قهرمان و شرور داریم و فیلم تلاش نمادینی برای عمق بخشیدن میکند، اما در نهایت چه اهمیتی دارد؟ دنیای دیجیتالِ فیلم بسیار چشمنواز است و همین برای جذب ما کافی است. اما حقیقت تلخ این است که چیزی که در تریلری دو دقیقهای شگفتانگیز به نظر میرسد، وقتی طولانی میشود خستهکننده میگردد. «گرید» سه رنگ دارد: نئون آبی، نئون نارنجی و سیاهی؛ یا بهتر بگویم دو رنگ و غیبت رنگ. هرچقدر هم این زیبایی چشمگیر باشد، بیش از دو ساعت از این فضاسازی (خصوصاً با نورپردازی کاهشی ۳D) توجه را میزداید و فیلم به روندی یکنواخت بدل میشود. 3D با تقویت عمق عمل میکند، اما وقتی فیلم با چنین سبک بصری و نورپردازی محدودی فیلمبرداری شده است، عمق چندانی دیده نمیشود. از طرفی تنها شرورها رنگ نارنجی دارند و چون شخصیتهای نمایندهٔ ما خوباند، حتی تضاد رنگیای که بتواند یکنواختی را بشکند هم از دست رفته است.
البته صحنههای جالبی هست: نبرد ابتدایی با لایتسایکل، یک سگ دیجیتال و درگیری هوایی دیجیتال در ادامه. گرت هدلند و اولیویا وایلد در نقشهای نسبتاً خنثیشان قابل قبولاند و جف بریجز هم تا جایی که میتواند به دو نقشش عمق میدهد — هم نسخهٔ واقعی کوین فلین و هم دوقلوی دیجیتالش که با شگردهای بصری نگرانکننده اما جالب خلق شده. فیلم به هیچ وجه به زبالهٔ غیرقابلتماشایی مثل برخی آثار دیگر نیست؛ مشکل این است که چندان جذاب هم نیست. موسیقی متن گروه دافت پانک از بهترین عناصر فیلم است و واقعاً ارزش شنیدن دارد. در بهترین لحظات، موسیقی و تصاویر سبکپردازیشده (اوایل فیلم، پیش از آنکه خستهکننده شود) تجربهای خیالانگیز و منحصربهفرد ارائه میکنند؛ اما این تجربه مناسب طول یک ویدئوکلیپ موسیقایی است، نه یک شاهکار سینمایی بلند.
بهواقع، ترون: میراث یک نمایش پرزرقوبرق و اغراقشده است که هدفش صرفاً نمایش تصاویر زیبا برای دو ساعت و بهرهبرداری از قابلیتهای 3D است. این نکته حکم قضاوت نیست؛ بعضی فیلمها همین هستند و نباید انتظار داشت از آنها تأملات عمیق دربارهٔ وضعیت بشر استخراج شود. تاریخ سینما پر است از سرگرمیهای سطحی اما خوشنما. اما آیا توقع داشتن شخصیتهایی ماندگار و داستانی فراتر از ظواهر اشتباه است؟ مثلاً جنگ ستارگان را در نظر بگیرید: قدرت آن عمدتاً در جلوهها و زیبایی بود، اما چیزی که از آن در خاطر میماند شخصیتها و پیوند بین ما و آنها بود، نه صرفاً چند صحنهٔ ظاهراً خنک. آیا نام سم فلین چنین ماندگاریای خواهد داشت؟ برای من، شخصیت اولیویا وایلد — کوورا — چنین تأثیری نداشت. اگر نسبت به فیلم اول احساس نوستالژی دارید یا مشکلی با پرداخت بهای سنگین برای تجربهای سطحی و کمدرگیر ندارید، سراغش بروید؛ دیگران بهتر است پولشان را نگه دارند و شاید روی بلوری صبر کنند. بهعلاوه من میتوانم صادقانه بگویم که نسخهٔ 3D چیز خاصی به تجربه اضافه نکرد، پس اگر میخواهید واقعاً «گرید» را ببینید، نسخهٔ دوبعدی کفایت میکند.
---
بهطور کلی: تغییری بزرگ نسبت به فیلم اول، حداقل برای کسی مثل من که از نسخهٔ ۱۹۸۲ لذت نمیبرد. ترون: میراث پرجنبوجوشتر، توسعهیافتهتر و ملموستر است. من با شخصیتها ارتباط گرفتم، برخلاف فیلم اولیه. جلوههای ویژه (با استثنای کار «جوانسازی») پیشرفت چشمگیری دارند و ظاهر فیلم را واقعاً دوست داشتم.
این فیلم دید مناسبی از زندگی خارج از دنیای دیجیتال شخصیتها ارائه میدهد، بهجای اینکه صرفاً پیشزمینهای کوتاه بدهد و سریع آنها را به دنیای جدید بیندازد؛ من روند ورود به دنیا را پسندیدم. اجرای گرت هدلند در نقش سم خوب است و از همان ابتدا از بازیاش لذت بردم. جف بریجز هم عالیست؛ بهطور کلی بازیگران در این نسخه فرصت بیشتری برای درخشش دارند. اولیویا وایلد و مایکل شین هم خوباند و سیلیان مورفی حتی در صحنهای کوتاه حضور دارد.
برای من این فیلم نسبت به ترونِ اول بسیار متفاوت احساس میشود؛ ممکن است طرفداران نسخهٔ قدیمی را ناامید کند اما برای مخالفان آن (مثل من) تسکینبخش است. نمیدانستم از این چه انتظاری داشته باشم، اما خوشبختانه فیلم تجربهٔ سرگرمکنندهای ارائه میدهد.
---
جوزف کوسینسکی ترون را برای نسل جدید در هر جنبهای ارتقا داده و با این ماجرای علمی-تخیلی خیرهکننده اثری چشمنواز خلق کرده است. باورش سخت است، اما کوسینسکی پیش از بازآفرینی تاپ گان با دنبالهای که بیش از سی سال بعد از اثر اصل آمده، همین کار را با ترون انجام داد. میراث در همهچیز بهتر از نسخهٔ قبلیست: جلوهها، موسیقی، داستان و بازیها. کوسینسکی گذشته را به زمانهٔ مدرن پیوند زده و با بازگرداندن جف بریجز و بروس باکسلیتنر داستانی ارائه کرده که نسل جدید را درگیر میکند. برای من که طرفدار نسخهٔ اصلی نبودم، این فیلم را دوست داشتم و حس میکردم آغاز چیزی بزرگ است؛ امیدوارم با موفقیتهای بعدی شانس ساخت ترون ۳ دوباره زنده شود چون من آمادهٔ دیدن ادامهام.
---
بسیاری از سبک و تصاویر باکیفیت هست، اما محتوای کمی. اینکه چطور «ترون» در زمان خود محبوب شد قابلدرک است؛ فیلمی که در جریان تبِ فرهنگ الکترونیک ساخته شد ولی جلوتر از زمانش بود و جلوههایش حالا کمی کهنه بهنظر میرسند. البته این دنباله هم بدون شک برتر است: جلوههای بصری و CGI زیبا و با کیفیتی دارد و فیلمنامهاش نیز نسبت به نسخهٔ اول قابلقبولتر است (هرچند بینقص نیست).
داستان فیلم تا حدی دور از ذهن است: جوانی ثروتمند تصمیم میگیرد شرکت خود را تخریب کند چون فکر میکند کاری انجام میدهد که پدر ناپدیدشدهاش میپسندید. پس از دریافت پیامی، او به آرکید قدیمی و کامپیوتر کهنهٔ پدرش راه میبرد و در آنجا به فضای سایبری کشیده میشود، تحت کنترل برنامهای تبهکار. کلیشههای فرسودهای هم در فیلم هست: رابطهٔ پدر غایب و پسر نیازمند، زیرپلات عشقی کممنطق، و یک آنتاگونیست کارتونی بدون شخصیت.
جف بریجز به نقش خود بازمیگردد، هم بهعنوان بازیگر واقعی و هم نسخهٔ جوانتر دیجیتالیاش. او خوب است، اما چندان در اوج بهنظر نمیرسد؛ او تنها همراهیکنندهٔ داستان است تا نقطهٔ کانونی آن. گرت هدلند نقش بیشتری دارد و عملاً قهرمان فیلم است، اما کارش بیشتر به نقش یک عروسک اکشن شبیه است تا بازی پیچیده.
در جنبههای فنی فیلم برجسته است و سزاوار تحسین، بهویژه طراحی فوقالعادهٔ جلوههای بصری و CGI که از زیباترین و استادانهترین نمونههای اخیرند. بازسازی مفاهیم فیلم اصلی با ظاهری تمیزتر و پرداخت رنگی بهتر انجام شده است. اما فیلم صرفاً از استایل و تصاویر خارقالعاده تشکیل نشده و نمونههای زیادی وجود دارد از فیلمهای بصری خیرهکننده که بهدلیل ضعف داستانی ارزش چندانی ندارند. طراحی صحنه و لباس و همچنین موسیقی الکترونیک اثر نیز قابلتوجهاند.
---
من طرفدار پروپاقرص ترون اصلی بودم، بنابراین وقتی دنباله آمد مشتاق بودم. متأسفانه، این نسخه یک دنیا با انتظارم فاصله داشت. زیباست، اما همین تقریباً تمام چیزی است که برای ارائه دارد، مگر اینکه شخصیتهای بسیار آزاردهنده را دوست داشته باشید. نسخهٔ اصلی شاید از منظر امروزی قدیمی بهنظر برسد، اما همچنان فیلم بهتری است. با این حال، نمیدانم چرا هنوز از دیدن این نسخه جدید دست برنمیدارم.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
چرا لینک دانلودشو برداشتین
دوستش داشتم