با تلاش بسیار تیم فنی همانند گذشته در کنار شما هستیم !
1 ماه قبل
🧩🔥 وقتی صدای اکثریت میتواند خطرناک باشد…
قسمت 8 فصل 1 Pluribus
تصمیمهایی که گرفته میشوند، دیگر قابل بازگشت نیستند. آمادهای برای تغییر بازی؟ 🎬⚡
2 ماه قبل
🎬 Eşref Rüya – Season 1 | Episode 25
🔥 اوج تنشها، رازهایی که بالاخره برملا میشوند و تصمیمی که میتواند همهچیز را تغییر دهد… این قسمت نفسگیر را از دست نده!
🇹🇷✨ از این به بعد فیلمها و سریالهای ترکیهای را در بلبلجان
📺 کاملاً بهروز تماشا کن و
⏰ هیچ فیلم و سریالی را از دست نده!
2 ماه قبل
📲 Pluribus – قسمت ۷ آماده شد!
⚡ مارا به حقیقت ممنوعه نزدیک میشه و یک افشاگری بزرگ همهچیز رو میلرزونه!
در سالهایی خیلی دور در کهکشانی خیلی دور آزادی خواهان در حال مبارزه با امپراطوری دیکتاتوری فضایی هستند. در همین فاصله «پرنسس لیا» ( فیشر ) اسیر معاون امپراطور میشود که «دارت ویدر» نام دارد. لیا مخفیانه ۲ روبات را همراه با پیامی به سیاره ی تاتوین می فرستد و این 2 روبات به دست پسری به اسم «لوک» ( همیل ) می افتند و لوک همراه با «اوبی وان کنوبی» و ۲ روبات، و خلبانی شیاد به اسم «هان سولو» ( هریسون فورد ) برای نجات لیا اقدام می کنند...
در سالهایی خیلی دور در کهکشانی خیلی دور آزادی خواهان در حال مبارزه با امپراطوری دیکتاتوری فضایی هستند. در همین فاصله «پرنسس لیا» ( فیشر ) اسیر معاون امپراطور میشود که «دارت ویدر» نام دارد. لیا مخفیانه ۲ روبات را همراه با پیامی به سیاره ی تاتوین می فرستد و این 2 روبات به دست پسری به اسم «لوک» ( همیل ) می افتند و لوک همراه با «اوبی وان کنوبی» و ۲ روبات، و خلبانی شیاد به اسم «هان سولو» ( هریسون فورد ) برای نجات لیا اقدام می کنند...
برندهٔ ۶ جایزهٔ اسکار؛ مجموعاً ۷۰ جایزه و ۳۱ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان29
(وقتی داشتم این نقد را مینوشتم، هفتۀ اصلی دارث وِیدر در ذهنم شروع به اوج گرفتن کرد…)
درستتر این است که نامش را بدانیم: «مارش امپراتوری» اثر بزرگ جان ویلیامز — همان کسی که آهنگ ماندگار فیلم Jaws را نیز ساخته است.
به هر حال، با کنار گذاشتن این نکتهٔ کوچک، برسیم به فیلم افسانهای مورد بررسی: جنگ ستارگان. آن شب تابستانی در یکی از سینماهای درایو-این...
(وقتی داشتم این نقد را مینوشتم، هفتۀ اصلی دارث وِیدر در ذهنم شروع به اوج گرفتن کرد…)
درستتر این است که نامش را بدانیم: «مارش امپراتوری» اثر بزرگ جان ویلیامز — همان کسی که آهنگ ماندگار فیلم Jaws را نیز ساخته است.
به هر حال، با کنار گذاشتن این نکتهٔ کوچک، برسیم به فیلم افسانهای مورد بررسی: جنگ ستارگان. آن شب تابستانی در یکی از سینماهای درایو-این ایلینوی، من، برادرم و مادرم شبِ «قرار فیلم» هفتگیمان را از داخل ماشین و از پارکینگ گذراندیم و این شاهکارِ جرج لوکاس را تماشا کردیم. روی پردهٔ عظیم بیرونی انگار فیلم خاموش بود، اما با یک بلندگوی سیمی قدیمی هم صدای دیالوگها و هم موسیقی را بهخوبی میشنیدیم. کلی خوراکی هم با خود برده بودیم و از غرفهٔ فروش که کمی دورتر بود به ماشین برگشته بودیم. آن شب جولای واقعاً دلانگیز بود.
از همان شروع فیلم و وقتی من و برادرم دنبال تکخطیهای آغازین را میخواندیم، احساس کردم شاید این فیلم حوصلهسربر باشد — چون آن زمان ژانر علمیتخیلی برایم ژانری محترم اما نه عمیقاً دوستداشتنی بود. فکر میکردم زیاد از جنگ ستارگان خوشم نخواهد آمد… اما خیلی زود کنجکاو و سپس مسحور شدم.
جرج لوکاس مردی است با تخیلی شگفتانگیز. جدا از شخصیتهای انسانی (هان، لوک، لیا، و اوبی-وان)، دُرُویدها مثل C-3PO و R2-D2 و شخصیتهای عجیبوغریب مثل جابا هات، یودا و چووباکا همه از ساختههای این تخیلاند. من از هر یک از این شخصیتهای غریب شگفتزده شدم. بعد هم ویدر، امپراتور شرور، استورمترُوپِرها، فضاپیماها، کهکشانها (باید اعتراف کنم که عاشق کائنات و جلوههای آسمانیاش هستم)، سیارات باشکوه، شمشیرهای نوری و… جنگ ستارگان یک اپرای فضایی است که تصویربرداریش زیباست؛ واقعاً یک شاهکار حماسی. ما از این فیلم فوقالعاده لذت بردیم و از آن شب به بعد برادرم طرفدار پروپاقرص شد — آن کریسمس تقریباً همهٔ اکشنفیگورهایی را که مادرم پیدا کرده بود برایش آوردند، از جمله دو فضاپیمای میلیِنیم فالکُن و استار دیسترویَر. ایستگاه فضایی «دثاستار» هم زیر درخت کریسمسش پیچیده شده بود — با برچسب اسمش. دوران جدید جنگ ستارگان کاملاً دیوانهکننده بود، اما فوقالعاده — و هنوز هم هست.
شخصاً کسی را نمیشناسم که جنگ ستارگان را ندیده باشد، اما مطمئناً هنوز افرادی هستند که ندیدهاند. اگر شما هم از آن دستهاید، باید بدانید این اپرای کلاسیکِ فضایی شدیداً توصیه میشود. ترتیب دیدن را به ترتیب انتشار پیشنهاد میکنم: ابتدا جنگ ستارگان، سپس امپراتوری ضربه میزند، و در آخر بازگشت جدای — به همین ترتیب. مطمئنم شما هم پس از دیدن، خود را طرفداری مادامالعمر خواهید یافت.
---
روزی روزگاری در کودکی نه چندان دور…
پرنسس لیا دستگیر و اسیر ارتش امپراتوری شده و آنها دنبال سلطه بر کهکشاناند. شوالیهٔ جدی بازنشستهای به نام بن «اوبی-وان» کنوبی شاید آخرین امید او و شورشیان باشد. او همراه با کشاورز جوان لوک اسکایواکر، کلهخرابِ جذابی به اسم هان سولو و چند دُرُوید عجیب، دست به مأموریتی میزند که ممکن است سرنوشت کهکشان و ساکنانش را رقم بزند.
سال 1977 من فقط یازده ساله بودم؛ والدینی که عاشق فیلم بودند مرا با فیلمهای گوناگون آشنا کرده بودند و نمیدانستم جنگ ستارگان چه تأثیری بر من خواهد گذاشت؛ همان تأثیری که دو تابستان پیش Jaws روی من گذاشته بود و باعث شده بود برای دیدن فیلم دو ساعت در صف یک سینمای تکسالنه معطل شوم. عشق من به سینما آنجا محکم شد و جنگ ستارگان آغاز یک رابطهٔ عاشقانه بود که تا امروز ادامه دارد.
با گذشت سالها و عمیقتر شدن علاقهام به سینما، به این نتیجه رسیدم که جنگ ستارگان فیلمی بینقص نیست. منتقدان به بازیهای نسبتاً خشک اشاره میکنند و ساختارِ داستانیاش را تقابل کلی «خوب در برابر بد» میدانند و متهم میکنند که لوکاس از آثار قبلی الهام گرفته، اما آیا این ایرادها واقعاً مهماند؟ نه، چون جنگ ستارگان دریچهای تازه به دنیای سینما گشود؛ برای بچههایی مثل من حکم دروازهای را داشت، باعث بحث و گفتوگو دربارهٔ کیفیت کار با مدلها شد (که اینجا کیفیت فوقالعادهای دارد)، فیلمسازان را به جسارت و جسارتِ بیشتر تشویق کرد و مهمتر از همه، دوباره تماشاگران را گرسنهٔ فیلمدیدن کرد. البته آنچه بعد از موفقیت تاریخی 20th Century Fox آمد، نتوانست همیشه همپای آن حرکت کند، ولی برای خوب یا بد، جنگ ستارگان همچنان نماد سرگرمی ماجراجویانه است.
بهتعریف یکی از موفقترین فیلمهای تاریخ است. جورج لوکاس احتمالاً آن زمان نمیدانست که در چه مجموعهای دست گذاشته، اما او فقط یک فیلم نسازد؛ دنیایی نو با سبک و بافت غنی خلق کرد. تقریباً شگفتآور است که چگونه این سری به بخشی از فرهنگ معاصر تبدیل شد؛ از مذهب گرفته تا زبان روزمره بارها به آن ارجاع دادهاند. در نهایت یک چیز است که جنگ ستارگان را فوقالعاده میکند: تواناییاش در بردن تماشاگر به حالتی متحدِ سرشار از شادی و شعف؛ چیزی که تنها تعداد کمی از فیلمها میتوانند ادعا کنند. سال 1977 تماشای آن در سینما واقعهای مبهوتکننده بود؛ حالا در میانسالی تماشای آن مثل در آغوش گرفتن دوستی قدیمی است که میدانی هرگز تو را ناامید نمیکند. 10/10
---
جنگ ستارگان (1977) واقعاً یک شاهکار سینمایی است و قطعاً یکی از بهترین فیلمهای ساختهشده است.
برای من جنگ ستارگان با سهگانهٔ ارباب حلقهها شریکِ مقام بهترین فیلم تمام دورانهاست. جنگ ستارگان قطعاً نمادینترین فیلم تاریخ است؛ همهچیز در آن نمادین است: کارگردانی، فیلمنامه، بازیها — همه درخشاناند. شخصیتها جذاب و خوب پرداختشدهاند.
در کل، این فیلم کاملاً بینقص است؛ من فقط تحسین برایش دارم. بدون شک یک شاهکار سینمایی است و نمرهٔ من: 10 از 10.
---
آغازِ باکیفیتی برای یک فرنچایز.
من میگویم «آغاز» چون به ترتیب انتشار میبینم، پس برای من این اولِ ماجراست. خیلی چیزها دربارهٔ جنگ ستارگان شنیده بودم و انتظار زیادی داشتم؛ این فیلم کاملاً آن انتظارات را برآورده کرد.
قطعاً از دیدنش لذت بردم! اگر نمیدانستم سال 1977 ساخته شده، هرگز حدس نمیزدم؛ هنوز هم بهطرز شگفتانگیزی سالم مانده است. جلوههای ویژه در بخش عمدهای فوقالعادهاند؛ حتی چیزهایی که شاید خیلی جدید به نظر نرسند هنوز هم عالیاند.
بازیگران لذتبخشاند. شاید هیچ اجرایی بهتنهایی شگفتانگیز برجسته نباشد، اما همهٔ بازیگران و شخصیتها کنار هم دیدنی و سرگرمکنندهاند. مارک هَمِل در نقش لوک تأثیرگذار است، هریسون فورد در نقش هان سرگرمکننده، و کری فیشر در نقش لیا فوقالعاده است. جا دارد از جیمز ارل جونز و آلِک گینِس هم تقدیر شود. حتی قبل از اینکه ببینمش، تقریباً همهٔ نامهای شخصیتها را میدانستم — نشان از جاودانگی آنها دارد.
داستان بسیار خوب طراحی شده و ریتم فیلم بهویژه دقیق است. و آن موسیقی؟ فوقالعاده است! واقعاً نکتهٔ منفیای ندارم؛ شاید بینقص نباشد اما وقت بسیار خوشی با آن داشتم.
---
همه — حتی مادرِ همه — دربارهٔ فیلمهای جنگ ستارگان نقد نوشتهاند… و این فیلم، این فیلم قبل از تولد من هم اکران شد.
دیدن دوبارهاش در بازنشر سینما دل را میشکند. مجبور شدم تا بازنشر صبر کنم تا روی پردهٔ بزرگ ببینم. این فیلم بود که سنتِ شبِ افتتاحیهٔ جنگ ستارگان من را آغاز کرد… تا حدی که The Force Awakens تقریباً آن سنت را بیشتر خراب کرد. برای حفظ سنت مجبور شدم به خانهٔ پدر و مادرم بروم تا فیلم را ببینم و آن موقع آنها قبلاً دوبار بدون من رفته بودند.
پس از چند کلمهٔ عصبی آنها را قانع کردم و مادرم را برای بار سوم بردم.
اما اصل ماجرا چیز دیگری است.
این فیلم آغاز همهچیز بود. نخستین بار که دیدمش، روی بتا بود. خانوادهمان زمانی فیلم را روی بتا داشتند، بعد سهگانه را روی وِیاچاِس، بعد دیویدی و باز همین روند با تغییر رسانهها تکرار میشود.
این فیلم از آن دست آثاری است که باید صاحبش باشی، حتی با تغییر فناوری. واقعاً از آن فیلمهایی است که وقتی فناوری بهتر میشود، میخواهی سریع آن را بخری تا کیفیت بهترش را ببینی.
برای خیلیها شاید این اهمیت نداشته باشد، اما برای بقیه یک قصهٔ پریان در فضاست؛ پر از شوالیهها، جادوگران پیر و یک پرنسس — فقط این بار در فضا و برای آدمهایی مثل من ساخته شده است.
این یک افسانه است؛ افسانهای که با آدمها میماند و آدمهای نسل ایکسِ بدبین و عبوس را دوباره مثل بچهها میکند. همراه با پدرخوانده، از آن فیلمهایی است که مردها همسرانشان را زیر فشار وادار میکنند تماشا کنند و بعد تعجب میکنند که چرا آنها جذب نمیشوند.
برخلاف پدرخوانده، این فیلمی است که پدران به فرزندانشان تحمیل میکنند و بعد فرزندان آن عشق را به نسل بعد منتقل میکنند.
جنگ ستارگان چرخهای بیپایان است؛ حتی قسمتهای ضعیفترش هم خوباند. طرفداران نظریههای بیشماری میسازند، تیشرت و اسباببازی میخرند و هر کاری میکنند تا آن عشق را حفظ کنند و منتقل کنند.
A New Hope فیلمی است که همهٔ اینها را آغاز کرد؛ شاید قسمتهای بهتری هم وجود داشته باشد، اما این همیشه اولین خواهد بود.
---
فکر کردن به فیلمهایی که نسل مرا تعریف کردهاند؛ به یاد میآورم که بهعنوان پسری مشتاقِ دهساله دو ساعت در صف سینما منتظر بودم تا این فیلم را ببینم. تعجب میکنم چند نفر در بیست سال گذشته چنین تجربهای داشتهاند؟ این فیلم واقعاً اثری بنیادین و تأثیرگذار است. اگر جلوههای ویژهٔ باشکوه را کنار بگذاریم؛ این فیلم دربارهٔ خوبی و شر، امپراطوری، آزادی و دموکراسی و نمایندگی واقعی آنهاست. فیلمنامه کمی خشک است (بهخصوص گاهی در دیالوگهای آلک گینس)، اما این با موسیقی فوقالعادهٔ جان ویلیامز و اجراهای جذابِ هَمیل، فیشر و فورد جبران میشود؛ و بدون شک بهترین شرور سینما، «دارث ویدر»، را داریم. واقعاً تماشای شگفتانگیزی است.
---
چه میتوان دربارهٔ این فیلم گفت که قبلاً گفته نشده؟ این فیلم بهسادگی بزرگترین فیلم تمام دوران است. همهچیز در آن تغییردهندهٔ قواعد بازی است و سینما را برای دههها متحول کرد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران