با تلاش بسیار تیم فنی همانند گذشته در کنار شما هستیم !
1 ماه قبل
🧩🔥 وقتی صدای اکثریت میتواند خطرناک باشد…
قسمت 8 فصل 1 Pluribus
تصمیمهایی که گرفته میشوند، دیگر قابل بازگشت نیستند. آمادهای برای تغییر بازی؟ 🎬⚡
2 ماه قبل
🎬 Eşref Rüya – Season 1 | Episode 25
🔥 اوج تنشها، رازهایی که بالاخره برملا میشوند و تصمیمی که میتواند همهچیز را تغییر دهد… این قسمت نفسگیر را از دست نده!
🇹🇷✨ از این به بعد فیلمها و سریالهای ترکیهای را در بلبلجان
📺 کاملاً بهروز تماشا کن و
⏰ هیچ فیلم و سریالی را از دست نده!
2 ماه قبل
📲 Pluribus – قسمت ۷ آماده شد!
⚡ مارا به حقیقت ممنوعه نزدیک میشه و یک افشاگری بزرگ همهچیز رو میلرزونه!
نقد اول:
فیلمسازی فرانسیس لارنس از رمان همنام استیون کینگ، یکی از آن آثاری است که دوست دارم وسط سینما بایستم و بگویم «امپراتور واقعاً لخت است» (البته احتمالاً سریع از سالن بیرونم میکردند). متن اصلی که در زمان جنگ ویتنام نوشته شده بود، تمثیلی درباره اخذ نیرو و تأثیرات آن بر جوانان آمریکایی و مرگهای بیمعنیشان بود؛ موضوعی که هنوز هم تا حدی معنا دارد....
نقد اول:
فیلمسازی فرانسیس لارنس از رمان همنام استیون کینگ، یکی از آن آثاری است که دوست دارم وسط سینما بایستم و بگویم «امپراتور واقعاً لخت است» (البته احتمالاً سریع از سالن بیرونم میکردند). متن اصلی که در زمان جنگ ویتنام نوشته شده بود، تمثیلی درباره اخذ نیرو و تأثیرات آن بر جوانان آمریکایی و مرگهای بیمعنیشان بود؛ موضوعی که هنوز هم تا حدی معنا دارد. با این حال، اجرای معاصرِ داستان از کتاب به فیلم چندان موفق نیست؛ بخشی از مشکل این است که پیامِ اثر مثل زمان نگارش کتاب بهروز نیست و بخش دیگری به اجرای بسیار ضعیف فیلم برمیگردد.
«The Long Walk» داستان آیینی تیره و بدبیان را روایت میکند: پنجاه مرد جوان که از سراسر کشور با قرعهکشی انتخاب شدهاند، در پیادهرویی بیپایان شرکت میکنند و باید حداقل سرعت سه مایل در ساعت را حفظ کنند. هدف نمادین این اقدام، بهظاهر، تشویق جمعیت به تبدیل شدن به «شهروندان پُرکارتر» در نسخهای دیستوپیایی از آمریکا پس از جنگ بزرگ است. اما هرکس نتواند سرعت را حفظ کند، پس از سه اخطار بیدرمان گلولهباران میشود. آخرین نفری که باقی بماند «برنده» نامیده میشود و هر پاداشی بخواهد به او تعلق میگیرد.
فارغ از نمادگرایی و سوررئالیسم ادبی، اصل داستان کاملاً پوچ است، بهویژه چون شرکت در این پیادهروی داوطلبانه است؛ این تغییر کلیدی از محتوای کتاب است که در آن انتقاد از اجبار و بیانسانیتیِ نظامی مطرح بود. با این اوصاف چهکسی عقل سالمی دارد که برای چنین چیزی داوطلب شود؟ فراتر از چنین سادهلوحیِ بنیادین (و تناقضات منطقی متعدد در سیر رویدادها)، فیلم بهعنوان یک اثر سینمایی جذاب و درست هم شکست میخورد.
فیلم یکی از گناهان بنیادی سینما را مرتکب شده: پیشبینیپذیری؛ روند داستان و نتیجه نهایی از کیلومترها دورتر قابل حدس است. روایت خیلی سریع به تکرار خستهکننده میافتد و تنها انحرافهای اندک و سطحی در اِلمانهای قصهای رخ میدهد. برچسب ژانر «ترسناک» نیز بهجا نیست؛ فیلم ترسناک نیست، تنها صرفاً دلآزار و مبتنی بر شوکهای کارگردانیشده است که خیلی زود از تأثیر میافتند چون بارها و بارها به همان چالشهای چندشآور تکیه میشود. علاوه بر این، اغلب بسیار کُند و خستهکننده است، پر از گفتگوهای طولانی میان شخصیتهای کمعمق و تکبعدی که جذاب یا تأملبرانگیز نیستند.
فیلم تلاش میکند نگاهی اجتماعی و سیاسی معاصر به داستان بیفزاید، اما این تلاشها عمدتاً ناتمام میمانند. فرصتهای ازدسترفته هم کم نیستند؛ مثلاً فیلم از بیان قاطع درباره طبیعت خونبس و نمایشگرانه این رویداد، با تماشاچیانی که از طریق پخش زنده شاهد آناند، عاجز است. ترکیب همه این کاستیها نتیجهای مضحک و ناهماهنگ پدید آورده است — یکی از ضعیفترین آثار سال ۲۰۲۵ بهنظر میرسد. از کارگردانی که چهار فیلم از پنج فیلم مجموعه «بازیهای گرسنگی» را ساخته انتظار بیشتری میرفت، اما در این اثر ظاهراً جادوی سابق کارساز نبوده.
در مجموع، این تولید نه سرگرمی معناداری دارد و نه روشنیِ آموزشی یا روشنگرِ قابلتوجهی ارائه میدهد. و در نهایت، همانطور که گفتم: امپراتور همچنان لخت است.
نقد دوم (این نقد شامل لو دادن داستان است):
اگر اهل نمره دادن فیلمها هستید، این نقد قطعاً در دسته «فیلم خوب 10/10» نیست و راستش نوشتن یک نقد مثبت بدون لو دادن داستان برایم سخت است. این لو دادنها برای نشان دادن میزان ناامیدیام ضروریاند و به تجربه فیلم لطمه نمیزنند. احتمالاً حدس میزنید که نیمی از شخصیتها بعد از شب اول میمیرند و قهرمان اصلی و بهترین دوستش آخرین دو نفری هستند که باقی میمانند.
هنر امر شخصی است؛ این نقد نظر من است و ادعای حقیقت مطلق ندارد.
تماشای «The Long Walk» دقیقاً همان حسی را داشت که نامش القا میکند: طولانی، کسالتآور، بیمزه و تکراری. این بدترین نوع بد بودن است: فیلمی که حداقل میتوانست تبدیل به تجربهای عجیب یا سرگرمکننده شود، اما در عوض دنیوی و پیگیرِ پوشیدن نقابِ «جدیت فلسفی» است و در این کار هم شکست میخورد.
من این نقد را در چهار دستهای که بهنظرم فیلم «خوب» را میسازند مرتب کردهام: تصویرپردازی (گرافیک)، داستان، شخصیتها (از جمله دیالوگها) و جهانسازی. درباره اینکه فیلم «عالی» چه ویژگیهایی دارد حرفی نزدم، چون به اعتقاد من فیلم عالی علاوه بر این چهار عنصر باید آموزشدهنده و تعالیبخش هم باشد.
گرافیک: در مجموع قابلقبول بود. فیلم لایو-اکشن است و استفاده از لنز آنامورفیک نشان میدهد تولید حرفهای و بودجهای معقول داشتهاند. رنگها دلپذیر بودند و بیش از حد تند یا تاریک نبودند. رزولوشن هم قابلقبول بود، هرچند جزئیات چهره بهخصوص آن حس «فوقالعاده باکیفیت» را نداشت — چیزی که تنها وقتی دقیق نگاه میکردم متوجه شدم، بنابراین از آن میگذرم. مشکل اصلی نرخ فریم بود؛ برخی نماهای سریع کنار زمینهای ذرت با نرخ فریم پایین بود که باعث حالت تهوعم شد، درحالیکه معمولاً با هیچ فیلمی چنین حسی ندارم.
داستان: ساده بودن قصه لزوماً بد نیست؛ فیلم میتواند با داستانی ساده هم درخشان باشد اگر شخصیتها جذاب و جهانسازی قوی باشد. اما در «The Long Walk» اساساً داستانِ دیگری نیست؛ خط کلی همان است که توصیف میشود: پنجاه نفر برای جانشان پیاده میروند. هیچ اضافهکاری یا ویژگی خاصی فراتر از این وجود ندارد. برخی شخصیتها لحظاتی جالب فراهم میکنند، از جمله شخصیت اصلی ریمن گارتری و دوست جدیدش پیتر مکورِیس، اما اینها خیلی زود از دست میروند. نکتهای که آزاردهنده بود زمانبندی هشدارها بود: برخی پس از چند ثانیه سکون اخطار میگرفتند و بعضی دیگر میتوانستند برای چند دقیقه بایستند بدون واکنش؛ این موضوع خلافِ غوطهوری است و حس میداد برای ایجاد درام بهصورت مصنوعی تنظیم شده.
شخصیتها: صحبت درباره شخصیتها دشوار است چون ۷۵٪ در روز اول میمیرند و بسیاری نقش معقولی در پیشبرد داستان ندارند. شخصیتها فرصتهای فلسفی و اخلاقی جالبی را مطرح میکنند، اما خیلی زود رها میشوند. از معدود نمونههای توسعه شخصیت، گری بارکوویتس است که عمداً یا غیرعمد تحریکش میکند تا دیگری حمله کند و منجر به اعدام شود؛ بعداً مشخص میشود که او واقعاً از کارش پشیمان است و در نهایت خودش را میکشد — یکی از دو نمونه واقعی رشد شخصیتی در فیلم. ریچارد هارکنس، «نِرد» گروه، هم ظاهراً بهخاطر اطلاعاتش شرکت کرده تا کتابی بنویسد، اما هدف او منطقی نیست و فیلم هم آن تحول را نشان نمیدهد. شخصیت اصلی، ری گارتری، و رابطهاش با مادرش یکی از معدود لحظات قابلارتباط بودن است؛ او آرزوی اسلحه دارد تا مردی را که پدرش را کشته بکشد. مکورِیس در آخر نقش غیرمنتظرهای بازی میکند و روند انتقام/عشق را پیچانده میکند، اما این تغییرات آنقدر اندک است که نمیتوان آنها را توسعه واقعی شخصیت نامید.
جهانسازی: این بخش کمترین امتیاز را میگیرد؛ فیلم اساساً جهانسازیِ کمی ارائه میدهد. در آغاز نمونههایی از تبلیغات رادیویی و گفتوگوی ری با مادرش هست که کمی از وضعیت سیاسی را نشان میدهد، ولی بعد از آن جز چند رؤیا و یک گفتوگوی پسزمینهای از مکورِیس چیزی از دنیای بیرون نمیبینیم. نمیدانیم چرا این آیین برگزار میشود، چه چیزی مردم را به این وضعیت رسانده، جنگ بزرگ چیست، مردم هنگام تماشای پخش زنده چه واکنشی دارند، و پس از رویداد چه اتفاقی میافتد. رمزآلود بودن خوب است، اما باید بر بستری قابلاعتماد بنا شود — و فیلم آن بستر را نمیسازد.
در نهایت، من نمیتوانم این فیلم را توصیه کنم. این فیلم درباره آدمهایی است که بهطور گرافیکی کشته میشوند بدون اینکه تماشاگر بداند چرا، در حالی که منتظر یک ارزشِ واقعی هستی. اگر از داستان اصلی استقبال میکنید، بهتر است به سراغ رمان بروید؛ بهنظر میرسد منبع مکتوب در ارائه عمق و معنا موفقتر است.
نقد سوم:
با یک جاده، چند ابزار نظامی و گروه کوچکی از بازیگران جوان، «The Long Walk» آنچه را لازم است ارائه میدهد. این داستان در باطن تمثیلی فشرده درباره گذر زندگی است؛ امیدها، رویاها، کابوسها و معنای زندگی وقتی به پایان نزدیک میشود. از زاویهای دیگر، تقبیحی سخت علیه خشونت مشروع دولتی است؛ جایی که جوانان بیرحمانه فدا میشوند تا پیران قدرت و کنترل را حفظ کنند.
با وجود اینکه فیلم از اثر استیون کینگ اقتباس شده، من آن را یک «کلاسیک فوری» میدانم. سی سال دیگر این فیلم به همان تازگی، تأثیرگذاری و بهیادماندنی بودن خواهد بود که در ۲۰۲۵ هست. دلیلش بازی بسیار پخته و خوب بازیگران است؛ چیزی نادر در روزگارِ جلوههای ویژه رنگی و «کارهای هیجانانگیز» که جای سینمای اندیشمندانه را گرفتهاند. بازی تمام گروه قابل تقدیر است، اما کوپر هافمن و دیوید جونسن اجرایهایی صریح و انسانی ارائه میدهند که واقعاً برجستهاند.
خلاصه اینکه، برایم قابلفهم نیست که چرا برخی نقدها منفی بودهاند؛ این فیلم یکی از بهترینهایی است که نه تنها امسال بلکه در مدتها دیدهام — تماشای واقعاً محکمی است.
نقد چهارم:
ابتدا حس کردم چیزی شبیهِ «بازیهای گرسنگی» است: پنجاه جوان در یک ایست بازرسی نظامی گرد میآیند. به نظر میرسد هرکدام قرعهای بردهاند و برنده مسابقه پیادهروی ثروتی نامعلوم دریافت خواهد کرد. قوانین ساده است: بالای ۳ مایل در ساعت حرکت کن و متوقف نشو. «ری» (کوپر هافمن) خداحافظی احساسی از مادرش میکند و به گروهی از پسرها میپیوندد از جمله «پیت» (دیوید جونسن)، «بارکوویتس» (چارلی پلمر)، «اولسون» (بن وانگ)، «استبینز» (گرت وارینگ) و «آرت» (تات نیووت). «میجر» (مارک هَمِل) با سخنرانیای قوانین را توضیح میدهد و روشن میسازد که واقعاً آخرین نفری که میماند برنده است.
سریعاً ری و پیت پیوند میخورند و در طول مسیر درباره انگیزههایشان بیشتر میفهمیم؛ با مشارکتهای زنده همرهگذران که در طول کیلومترها، با جذب یا تحریک یا ناراحتکردن، داستان را پیش میبرند. فیلم نگاهی نسبتاً فشرده به فرایندهای دوستی مردانه دارد و هافمن و جونسن اجراهایی بسیار قوی ارائه میدهند که هر دو شخصیت را وقتی گرسنگی و کمخوابی اثر میگذارد، باورپذیر میکند. وانگ و پلمر هم تلاشهای کاریزماتیکی از خود نشان میدهند؛ و هرچند هامیل زیاد روی صحنه نیست، حضورش نوعی خودمحوری شوم را منتقل میکند وقتی این طرح برای احیای جوانان کمکارِ آمریکا در سراسر کشور به حرکت در میآید.
بهنظرم فیلم به اوج تأثیرگذار خوبی میرسد، اما در لحظه حقیقت کمی اثر خود را از دست میدهد و تا حدی کوتاه میآید. با این حال، در آن شدت، گرما و آسیبپذیری وجود دارد؛ هم تحمل جسمی و هم روحی تا حد نهایی آزموده میشود در حالی که بار گناه، جاهطلبی و وابستگی فزاینده روی دوش شخصیتها سنگینی میکند. تماشای آن آسان نیست، اما بهعنوان تمثیلی کمتر خشونتبار از دنیای پر از رقابت امروز، بهطرز قدرتمندی عمل میکند.
نقد پنجم (خلاصه):
فیلم حال و هوای «بازیهای گرسنگی» را دارد اما جزئیات دنیاسازی کمتری ارائه میدهد و همچنین قصد ندارد آن جهان را توضیح دهد. فیلمی شش از ده است با پیام فرعی خوب.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
یکم با عقل جور در نمیاد ناراحت کننده هم هست ولی در کل بد نیست
0
0
1 ماه قبل
پاسخ
Mirza0077
عالی بود
0
1
1 ماه قبل
پاسخ
Fatemeh_k
مزخرف ترین فیلم عمرم
1
0
1 ماه قبل
پاسخ
Laven
اولش رومخه امااخرش باحال تموم میشه اخرش ارزش فیلم میبره بالا
0
0
2 ماه قبل
پاسخ
Behzad57
زیرنویس روی تلویزیون فعال نمیشه؟
1
0
2 ماه قبل
پاسخ
Saly1
وقت تلف کردنه دیدنش 👎
1
0
3 ماه قبل
پاسخ
FarshidPH
بدرد نخور
1
1
3 ماه قبل
پاسخ
Alirezaabedireka
دلیل امتیاز بالا برای این فیلم چیه؟؟ واقعا حتی ده دقیقه نمیشه نگاه کرد هر لحظه میخوای حذف کنی فیلمو
2
2
3 ماه قبل
پاسخ
David17
خیلی فیلم ضعیفی بود، عجیبه که امتیازش انقدر بالاست؛ موضوع فیلم خیلی جالبه ولی واقعا ضعیف ساخته شده، کاملا مصنوعی و بدون احساسات؛ درضمن خیلی هم غیر منطقی، دو ماراتن ۴۲ کیلومتره بعد اینا ۵۰۰ کیلومتر راه رفتن انگار ن انگار
مسخره بود
یکم با عقل جور در نمیاد ناراحت کننده هم هست ولی در کل بد نیست
عالی بود
مزخرف ترین فیلم عمرم
اولش رومخه امااخرش باحال تموم میشه اخرش ارزش فیلم میبره بالا
زیرنویس روی تلویزیون فعال نمیشه؟
وقت تلف کردنه دیدنش 👎
بدرد نخور
دلیل امتیاز بالا برای این فیلم چیه؟؟ واقعا حتی ده دقیقه نمیشه نگاه کرد هر لحظه میخوای حذف کنی فیلمو
خیلی فیلم ضعیفی بود، عجیبه که امتیازش انقدر بالاست؛ موضوع فیلم خیلی جالبه ولی واقعا ضعیف ساخته شده، کاملا مصنوعی و بدون احساسات؛ درضمن خیلی هم غیر منطقی، دو ماراتن ۴۲ کیلومتره بعد اینا ۵۰۰ کیلومتر راه رفتن انگار ن انگار