با تلاش بسیار تیم فنی همانند گذشته در کنار شما هستیم !
1 ماه قبل
🧩🔥 وقتی صدای اکثریت میتواند خطرناک باشد…
قسمت 8 فصل 1 Pluribus
تصمیمهایی که گرفته میشوند، دیگر قابل بازگشت نیستند. آمادهای برای تغییر بازی؟ 🎬⚡
2 ماه قبل
🎬 Eşref Rüya – Season 1 | Episode 25
🔥 اوج تنشها، رازهایی که بالاخره برملا میشوند و تصمیمی که میتواند همهچیز را تغییر دهد… این قسمت نفسگیر را از دست نده!
🇹🇷✨ از این به بعد فیلمها و سریالهای ترکیهای را در بلبلجان
📺 کاملاً بهروز تماشا کن و
⏰ هیچ فیلم و سریالی را از دست نده!
2 ماه قبل
📲 Pluribus – قسمت ۷ آماده شد!
⚡ مارا به حقیقت ممنوعه نزدیک میشه و یک افشاگری بزرگ همهچیز رو میلرزونه!
نامزد ۲ جایزهٔ اسکار
برندهٔ ۲۳ جایزه و در مجموع ۶۰ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان1691
«آواتار: آتش و خاکستر» برایم ترکیبی از تحسین فنی و خستگیِ خلاقانه به همراه داشت. فیلمی است که به وسعت، مقیاس و جسارت فنیاش زنده است، اما گامی رو به جلو که روایت برای به یادماندنی شدن لازم داشت را برنمیدارد. سینما نمیتواند صرفاً نمایش تکنولوژی باشد؛ نیاز به شخصیتهایی داریم که مسیرشان را مثل خودمان حس کنیم، تمهایی که عمیقاً کاوش شوند و داستانهایی...
«آواتار: آتش و خاکستر» برایم ترکیبی از تحسین فنی و خستگیِ خلاقانه به همراه داشت. فیلمی است که به وسعت، مقیاس و جسارت فنیاش زنده است، اما گامی رو به جلو که روایت برای به یادماندنی شدن لازم داشت را برنمیدارد. سینما نمیتواند صرفاً نمایش تکنولوژی باشد؛ نیاز به شخصیتهایی داریم که مسیرشان را مثل خودمان حس کنیم، تمهایی که عمیقاً کاوش شوند و داستانهایی که صرفاً تکرار موفقیتهای گذشته نباشند. ایدههای جذابی در فیلم هست — از غم Neytiri تا انزوا و الهینماییِ Kiri و باورهای ضدّیِ Varang — اما همه زیرِ ساختاری سینیک و تصمیمات روایی غیرقابلتوجیه گم میشوند که تجربه را واقعاً ناامیدکننده میکنند. عدم وضوح درباره سرنوشت برخی شخصیتها و رکود آرکهای معینی باعث میشود نگران باشم قسمتهای بعدی هم همین مسیر را ادامه دهند. جیمز کامرون بیشک یک بینشگرای بزرگ است، اما به نظر میرسد فراموش کرده برای روشن ماندن شعله باید سوخت نو فراهم شود، نه فقط خاکستر دیروز.
امتیاز: C
یکی از نخستین چیزهایی که به چشمم آمد، زنانه بودنِ فیلم به بهترین نحو ممکن بود. تقریباً همه شخصیتهای مهم زن قدرت، اختیار یا موقعیت رهبری دارند: ملکهٔ تولکون، Ronal، تأثیر Ronal بر قبیلهٔ Tonowari، Kiri، General Ardmore، Varang و بهویژه Neytiri که بالاخره حضور صحنهایای را بهدست میآورد که پس از فیلم اول شایستهاش بود. در میان قبایل و جناحها، بهوضوح جایگاه زنان پررنگتر است و این انتخاب تماتیک حسابشده و تازهکننده بهنظر میرسد. از نظر بصری فیلم خیرهکننده است. سکانسهای عظیم و صحنهپردازیها از برجستهترین آثار کامرون هستند. Bridgehead City و Cove of the Ancestors چشمنوازند و برای اولین بار پس از نسخهٔ اصلی آواتار، آن احساس ناهمخوانی عجیب بین عناصر لایو-اکشن و CGI را حس نکردم. در The Way of Water گاهی Spider بهنظر میرسید در قاب جا نمیافتد؛ اینجا آن مشکل کاملاً حل شده است. فناوریهای انسانی همچنان فوقالعاده و هولناکاند؛ زیردریاییها، هواپیماها، کشتیها و ماشینآلات صنعتی هم ترسناکاند و هم جذاب. پیوند Kiri و Spider بالاخره رسمی میشود و این خط داستانی یکی از هستههای عاطفی فیلم است. Spider بهویژه از تمرکز بیشتر داستانی بسیار سود میبرد و پس از غیبت نسبی در The Way of Water، اینجا نقش پررنگی پیدا میکند. صحنهای که Kiri به او توانایی نفس کشیدن در هوای Pandora را میدهد واقعاً پرتنش است، حتی وقتی حدس میزنید به کجا ختم میشود. قوس لوآک یکی از بهبودهای بزرگ نسبت به فیلم قبلی است؛ رشد او اینجا قابلباور و عمیقاً تاثیرگذار است. تلاش خودکشیاش در لحظه شوکهکننده است اما در بازنگری دردناک معنا پیدا میکند. جیک در برخورد با مرگ Neteyam برخورد ضعیفی دارد و بخش زیادی از غم و سرزنش را بر لوآک میریزد و تبدیل به پدری بیحضور و گاه بیرحم میشود. دیدن لحظهای که جیک بالاخره به لوآک میگوید به او افتخار میکند یکی از رضایتبخشترین لحظات فیلم است. Varang و مردمان Ash واقعاً دشمنانی ترسناکاند. تبدیل شدن یک جنگجوی Mangkwan به بمبگذار انتحاری برای فروپاشیِ یک کشتی Windtrader از جمله سکانسهای دلهرهآور فیلم است، مثل صحنهای که kurus نا’vi قطع میشوند. خودِ Varang یک شرور برجسته است؛ خشم او ریشه در از دست دادن و گرسنگی دارد، در کودکیای که با نابودی و ترک شکل گرفته. او باور ندارد Eywa کسی را نجات خواهد داد و تروما او را به سمت نابودی هدایت میکند نه بهبودی. همین آسیبدیدگیاش است که او را جذاب کرده. Quaritch همچنان یکی از جالبترین شخصیتهای مجموعه است؛ از اصرارش بر اینکه «آن مرد نیستم» به پذیرش آرام خود بهعنوان نسخهای ارتقا یافته از انسان قبلیاش تحول مییابد. سخنان جیک در لحظاتی که آنها با هم قرار نیست همدیگر را بکشند، عمیقاً در او تأثیر میگذارد. تعاملش با Varang بدترین وجوه هر دو را بیرون میآورد، اما بیشتر شبیه رابطهای مبتنی بر مصلحت است تا پیوند حقیقی. کواریچ بیشتر شبحی با کار ناتمام بهنظر میرسد، محرکِ نیازِ حکشدهای به نابودی Jake Sully دارد حتی وقتی دیگر برایش سودی ندارد. صحنهای که جیک دستگیر و جلوی مردم به نمایش گذاشته میشود بسیار مؤثر است؛ کنجکاویِ ویورَستیک جمعیت فضا را خفهکننده میکند، انگار درون جعبه با او محبوسید. کلمات جیک به کواریچ در آن لحظه سردکننده است. بازگشت Neytiri به مرکز صحنه هم نقطهدرخشان دیگری است؛ صحنهٔ آزادسازی جیک توسط او بار احساسی خالص دارد و یادآور قدرتِ ماندگار شخصیت اوست. فیلم بهخوبی بهعنوان ادامهٔ مستقیم The Way of Water کار میکند؛ نیازی به توضیحِ سنگین و ایستا نیست و هرچند این ممکن است برخی تماشاگران را ناراحت کند، اما تأکید میکند که این واقعاً بخش دوم است نه یک فیلم مستقل. در این معنا، Fire and Ash بهطور قهری The Way of Water را تقویت میکند که در پایان تا حدی ناتمام بهنظر میآمد. کشف دربارهٔ Kiri هم اجتنابناپذیر و رضایتبخش است: او کلون آواتار Grace است، بدون پدر، و بهنظر میرسد تجلی فیزیکی یا تجسد Eywa باشد. انتخاب اینکه Eywa چهرهای شبیه Kiri داشته باشد، این ایده را بهخوبی تقویت میکند. با این حال فیلم بدون ایراد نیست. چند نقطهٔ کلیدی داستانی حس بازتکرار دارند، بهویژه نبرد نهایی: انسانها به کمین میافتند، نا’vi اول برتری مییابند، سپس با آتشبار برتر مغلوب میشوند، Eywa از طریق حیاتوحش مداخله میکند و اوج با دوئل شخصی بین Jake و Quaritch تمام میشود که اینبار Spider هم حضور دارد. آدمرباییها همچنان یک ابزار داستانی تکراریاند. شخصیتهای جانبی زیادی بهخاطر وسعتِ بلندپروازانهٔ فیلم آسیب دیدهاند: Tsireya, Ronal, Tonowari, Aonung و Rotxo که در The Way of Water نقش مهمی داشتند، اینجا تا حد زیادی کنار گذاشته شدهاند. مرگ Rotxo بهویژه کمپرداخته و نسبتاً ارزان بهنظر میرسد. قوس Ronal ناامیدکننده است؛ او عمدتاً به بارداری و در نهایت مرگ تقلیل یافته، علیرغم حضور قدرتمندش در فیلم قبلی. Tonowari تقریباً هیچ کاری ندارد. Windtraders هم فرصت خوبی بودند که از دست رفت؛ حضور Peylak (با بازی David Thewlis) خیلی کوتاه است و گروه خیلی زود از داستان بیرون میرود. مشخص نیست آیا Peylak تا پایان زنده مانده یا نه، و آن ابهام بیپایه بهنظر میرسد. مشکل دیگری وجود دارد که در آن گروههای کاملِ شخصیتها در جریان نبردهای مهم ناپدید میشوند؛ همان طور که Metkayina در اوج The Way of Water ناپدید شدند، اینجا هم تعداد زیادی از Na’vi انگار محو میشوند، در حالی که واضح است بعد از نبرد زندهاند. Norm و Max اندکی بهتر از قبل عمل میکنند، اما انتظارات پایین بود. با توجه به افشایِ شجرهٔ خانوادگی Norm در دنیای Na’vi، آزاردهنده است که این موضوع بیشتر کاوش نمیشود. پایان کمتر کامل از The Way of Water بهنظر میرسد: واکنشها و پیامدهای مهمی جا نیفتادهاند، مانند اینکه Tsireya و Tonowari دربارهٔ مرگ Ronal چه میآموزند، سرنوشت سربازان باقیماندهٔ RDA چیست، و چگونه Quaritch, Varang و Mangkwan فرار میکنند. هرچند پذیرفته شدن Spider در جامعهٔ Na’vi احساسی است، اما کاملاً جُبران نخکشیهای حلنشده نیست. به آینده که نگاه میکنم پرسشهای جذابی هست: چه بر سر Quaritch و Varang آمد، مخصوصاً با توجه به ترس وارانگ از Kiri؟ آیا Ardmore زنده است؟ «the Chairman» که Selfridge به او اشاره میکند کیست؟ آیا Garvin ضبط کرده بود که جیک زندانی شده و آیا میتوان آن فیلم را برای رسوا کردن RDA روی زمین استفاده کرد؟ چرا Eywa چهره دارد و چرا شبیه Kiri است؟ و تا چه مدت کواریچ میتواند واقعاً آنتاگونیست مرکزی باقی بماند در حالی که از فرمان انسانها دورتر میشود؟ آیندهٔ Spider مخصوصاً نگرانکننده است: Neytiri در دو فیلم اخیر بارها تلاش به کشتنش کرده و جیک سعی در اجرای مراسم اعدام او داشته. سؤال او «آیا هنوز دوستم داری؟» دلخراش است. او شدیداً خانواده میخواهد، اما هر دو والدینش تقریباً او را میکشند. پیوندش با کواریچ اوضاع را پیچیدهتر میکند و نوسان عاطفیای ایجاد میکند که عمداً دردناک است. در مجموع من Fire and Ash را دوست داشتم. زیبا، عاطفی و بلندپروازانه است—و تا حدی آنقدر بلندپرواز است که برخی شخصیتها و خطوط داستانی قربانی میشوند. مثل نسخهٔ اصلی، این فیلم از یک نسخهٔ بلندتر با صحنههای بازیابیشده بسیار سود میبرد؛ با این طول سهساعته، بهنظر میرسد حجم زیادی روی زمین مانده باشد. Fire and Ash وقتی بهعنوان نیمهٔ دوم The Way of Water دیده شود بهتر کار میکند تا یک فیلم مستقل. با هم، روایت غنیتری دربارهٔ غم، مسئولیت و مقاومت شکل میدهند. حتی اگر آواتار 4 و 5 هرگز ساخته نشوند، امیدوارم لااقل نسخههای بلند برای پرداختن کاملترِ آنچه همین الآن هست منتشر شوند. با وجود کاستیها، شاید داستانِ چندان بدیع نباشد، اما زیبا روایت شده و احساسات دقیقاً در جایی که باید مینشینند.
به آن نمره 5 از 10 میدهم، چون آن 5 امتیاز برای جنبهٔ فنی است. فیلم جلوههای بصری شگفتانگیزی دارد، خصوصاً اگر آن را در 3D ببینید. از نظر بصری زیباست، اما امتیاز کامل را بهخاطر روایت و جهتگیری ایدئولوژیکش نمیدهم. فیلم ما—بشر—را بهعنوان نژادی شریر، فاتح و صرفاً بد نشان میدهد. بله، ما انسانها در گذشته اشتباهاتی داشتهایم و کامل نیستیم، اما اینقدر هم بد نیستیم و کارهای خوب و مهربانانهٔ زیادی هم انجام میدهیم؛ اما بهنظر میرسد عدهای در هالیوود میخواهند ما از خودمان متنفر باشیم و احساس گناه کنیم و خودمان را بد جلوه دهیم. کسانی که این جهتگیری را پیش میبرند، به نفرت از خود و تحقیر علاقهمندند و میخواهند مردم را تقسیم کنند. حتی در فیلم میشنویم که آن بیگانگان قبیلهای ما را «pink-asses» مینامند و از ما متنفرند. فکر میکنم همه میدانیم چه اتفاقی دارد میافتد؛ این همان روایت چپگرایانه و تبلیغاتی است.
فیلم اول یک کلاسیک بود و واقعاً باعث شد فیلمهای سهبعدی دوباره جان بگیرند. این فیلم هم همان جادوی فیلم اول را بازگرداند؛ مثل یک سوار چرخوفلکی ماجراجویانه بود. موسیقی تقریباً عالی بود، نزدیک به کیفیت قسمت اول. فضای کلی تاریک و احساسی است، ولی ساخت شخصیتهای قوی باعث شد خط داستانی بسیار خوب اجرا شود. سرویس دادن به طرفدارانِ دیزنی بهخوبی انجام شده و شایستهٔ قدردانی است. سطح پرداخت به مسائل دنیای واقعی تا حداکثر بالا رفته، مشابه آثار بزرگِ کامرون (ترمیناتور، بیگانگان، تایتانیک)، و بهشکل یک سهگانه حماسی شبیه جنگ ستارگان یا ارباب حلقهها است؛ بنابراین تنهای قویِ مذهبی و روحانی زیادی دارد.
در کل فیلم واقعاً خوبی است، چیزی که از این مجموعه انتظار داشتم؛ شما را در امواجی از احساسات سوار میکند. فیلمبرداری و جلوههای بصری فوقالعادهاند و گاهی نفس را بند میآورند و واقعاً باعث میشوند فکر کنید چنین دنیایی ممکن است وجود داشته باشد. با این که کمی طولانی است، من را جذب نگه داشت. نقشهای دختر و پسر به فیلم ابعادی فراتر از یک فیلم جنگی ساده میدهند، نوعی روایت رشد و بلوغ که گاهی احساسات را تکان میدهد. حتماً دوباره آن را خواهم دید و پیشنهاد میکنم. در مجموع فیلم خوبی است؛ باید دیدش، اما قبل از آن اول دو قسمت قبلی را تماشا کنید.
وقتی از پیش به ما گفته میشود که این فقط بخش سوم یک فرنچایز است، نباید تعجب کنیم که داستان واقعاً به جایی نمیرسد. در واقع اینجا خیلی داستان مشخصی نیست، صرفاً ادامهای از قسمت قبل با پایانی که تقریباً دقیقاً «The Way of Water» را تکرار میکند. Jake و Neytiri باید با پیامدهای آن نبرد کنار بیایند و او درگیر مشکل با Spider (Jack Champion) است که ترجیح میدهد او را بکشد تا اینکه کنارشان بماند. در همین حین، Varang جنگطلب مردم Mangkwan را رهبری میکند تا جایگاه را از عناصر مسالمتجوی Na’vi بگیرند. در نهایت آواتار Colonel Quaritch به دستور General Ardmore عمل میکند و در عین حال سعی دارد با پسرش (Spider) متحد شود. حالا معلوم است آقای کامرون از این فیلمها پولِ کافی در نیاورده که به آن جوان باتری خوب برای ماسکی که به او امکان تنفس در این سیارهٔ آبی را میدهد بدهد، و این خیلی زود برای او و دوستانش مشکلساز میشود چون دشمنان بومی و بازدیدکننده نقشهای میریزند که نهتنها Jake را بازداشت کنند بلکه منبع قابلتوجهی از «اکسیر» تولیدشده توسط عظیمترین تولکونها را هنگام تجمع گونهشان در یک خلیج نسبتاً آسیبپذیر برداشت کنند. مثل همیشه، Lo’ak قانون خودش است، اما احتمالاً پیوندش با Payakan و اتکای بیشازحد انسانها به فناوری کمک خواهد کرد تا Na’vi بتوانند Eywa را برای کمک قانع کنند قبل از اینکه همه نابود شوند. جدا از معرفی Varang، چیز زیادی نیست که این را از فیلمهای دیگر متمایز کند. اکشن فراوان است؛ رابطهٔ همزیستی بین مردم و سیارهٔ متصل عصبیشان بیشتر توسعه مییابد و بهنظرم محور داستان بیشتر در دستان جوانترها قرار گرفته چون Jake و Neytiri به Lo’ak, Spider و موجودات دریایی شکوهمندتر فضا میدهند. شکی نیست که این سینمای آثاری است که باید روی پردهٔ بزرگ دید؛ فقط کمی تکراری است. سناریوهای «از ماهیتابه به آتش» — گرفتار شدن، نجات، دوباره گرفتار شدن — آنقدر تکرار میشوند که داستان کمکم توانش را از دست میدهد. Champion دوباره یادآور قهرمانان پرانرژی دههٔ 1940 شد، اما در مجموع شخصیتپردازیها کمی بیحرارتاند و تقریباً همهٔ بارِ سنگین بر دوش جلوههای بصری است. تماشایش روی پردهٔ بزرگ زیباست و Simon Frenglen موسیقی سرشار و گستردهای ارائه میدهد، اما با بیش از سه ساعت طول، کمی درگیر ماندن سخت بودم و اینکه آیا واقعاً ما به خط اصلی جدیدی برای ماجرای 2029 نزدیکتر شدهایم یا نه سؤالبرانگیز است.
هفتهٔ پیش این فیلم را دیدم. جلوههای بصری خیرهکننده بود، اما داستان کلیشهای بود و از الگوی فیلم دوم فراتر نرفت، بنابراین امتیازم از قسمت اول و دوم پایینتر است.
در واقع این فیلم واقعاً خوب بود؛ هیچچیز جای نسخهٔ 2009 را نمیگیرد، اما این یکی به همان خوبی قسمت دوم است، پس 8 از 10.
فیلم را دوست داشتم. نه خیلی طولانی بود و نه خیلی کوتاه. اصلاً خسته نشدم. اما احساس میکنم این همان فیلم قبلی است فقط با آب کمتر؛ چیز جدیدی در آن نیست.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
کیفیت اصلیش رو بزارین لطفا
لذتی نداره با این کیفیت فیلم رو ببینیم
چرا کیفیت اصلیش نمیاد ؟ خیلی وقته که اومده
چرا پخش انلاین نمیاره ده دقیقه صبر کردم
شد یه ماه هنوز از پرده در نیومده.
درود بر شما دست اندرکاران گرامی
لطفا برای دانلودها اجازه انتخاب مکان دانلود بدید.
در گوشیهایی که ظرفیت حافظه داخلی کمی دارند، امکان دانلود یکجای فصل وجود نداره.
حافظه گوشی پر میشه و هنگ میکنه.
سپاسگزارم
پرده هنوز کیفیت بدی نیست
خیلی قشنگ بود 👌👌👌
چرا نزدین پرده هست خو
چون باید خودت بفهمی به این زودیا همچین فیلمی کیفیت اصلی نمیاد
کیفیت. پرده هست هنوز؟
سلام هنوز کیفیت پرده هست؟؟؟
مگه ميشه با اين اينترنت دانلود كرد؟
آره