با تلاش بسیار تیم فنی همانند گذشته در کنار شما هستیم !
1 ماه قبل
🧩🔥 وقتی صدای اکثریت میتواند خطرناک باشد…
قسمت 8 فصل 1 Pluribus
تصمیمهایی که گرفته میشوند، دیگر قابل بازگشت نیستند. آمادهای برای تغییر بازی؟ 🎬⚡
2 ماه قبل
🎬 Eşref Rüya – Season 1 | Episode 25
🔥 اوج تنشها، رازهایی که بالاخره برملا میشوند و تصمیمی که میتواند همهچیز را تغییر دهد… این قسمت نفسگیر را از دست نده!
🇹🇷✨ از این به بعد فیلمها و سریالهای ترکیهای را در بلبلجان
📺 کاملاً بهروز تماشا کن و
⏰ هیچ فیلم و سریالی را از دست نده!
2 ماه قبل
📲 Pluribus – قسمت ۷ آماده شد!
⚡ مارا به حقیقت ممنوعه نزدیک میشه و یک افشاگری بزرگ همهچیز رو میلرزونه!
جین گری وقتی با یک نیروی کیهانی مرموز برخورد میکند تا پای مرگ میرود. این نیرو نه تنها او را بینهایت قویتر، بلکه ناپایدار میکند. قدرت جین در حال خارج شدن از کنترلش است، و گروه او باید یک راه برای اتحاد پیدا کنند تا نه تنها جین را نجات دهند، بلکه از زمین در مقابل موجوداتی که به دنبال قدرتهای جین و سلطه بر کهکشان هستند محافظت کنند و…
جین گری وقتی با یک نیروی کیهانی مرموز برخورد میکند تا پای مرگ میرود. این نیرو نه تنها او را بینهایت قویتر، بلکه ناپایدار میکند. قدرت جین در حال خارج شدن از کنترلش است، و گروه او باید یک راه برای اتحاد پیدا کنند تا نه تنها جین را نجات دهند، بلکه از زمین در مقابل موجوداتی که به دنبال قدرتهای جین و سلطه بر کهکشان هستند محافظت کنند و…
دلسرانه است که «ایکستمن» هرگز در این قالب نتوانست به پتانسیل خود برسد. پر از کلیشه، فیلمنامه خسته و بازیگران خسته، فیلمی است بهظاهر بیجان که انگار بازیگران فقط برای گرفتن چکهایشان آنجا بودند. بهتر است صبر کنید تا نسخه دیجیتال بیاید و آن را یک بعدازظهر بارانی یکشنبه تماشا کنید؛ ممکن است وسطهای خستهکنندهاش خوابتان ببرد و آخرش کمی قابلتحملتر باشد.
اگر کسی کار داشت،...
دلسرانه است که «ایکستمن» هرگز در این قالب نتوانست به پتانسیل خود برسد. پر از کلیشه، فیلمنامه خسته و بازیگران خسته، فیلمی است بهظاهر بیجان که انگار بازیگران فقط برای گرفتن چکهایشان آنجا بودند. بهتر است صبر کنید تا نسخه دیجیتال بیاید و آن را یک بعدازظهر بارانی یکشنبه تماشا کنید؛ ممکن است وسطهای خستهکنندهاش خوابتان ببرد و آخرش کمی قابلتحملتر باشد.
اگر کسی کار داشت، من دنبال سایکلوپس، هاتچاکلت، پتو و یک بغل خواهم گشت.
---
راستش را بخواهید مستقیم میگویم و سعی میکنم وقت کسی را تلف نکنم؛ چون دقیقاً همین کاری است که «دارک فینیکس» انجام داد. واضح است که هیچکس در تیم تولید به این فیلم اهمیت نداده بود. بعد از دیدن فیلم بهخوبی میشود فهمید چرا تأخیرها و کمپین تبلیغاتی ضعیف بود. این فیلم فاجعه کامل نیست و آشوب مطلق هم نیست، اما بخش پایانی چنان ضربهای به دل طرفداران میزند که یکی از ناگهانیترین پایانهای چند سال اخیر است. انگار یکی از تهیهکنندگان وارد اتاق نویسندگان شد و گفت «بیایید سریع کار را تمام کنیم، دنیای سینمایی مارول نزدیک است، هیچچیزی از کاری که اینجا میکنیم اهمیت ندارد.»
این واقعیت دارد: مهم نیست این فیلم چقدر خوب یا بد شود، در نهایت تفاوت چندانی نداشت — که شاید تلخترین جنبه ادغام دیزنی و فاکس است. «روزهای آینده گذشته» احتمالاً یکی از بهترین قسمتهای ایکسمن است، اما «آپوکالیپس» و «دارک فینیکس» چنین احساس تلفشدن وقت میدهند چون واقعاً تغییرات ناشی از سفر در زمان بهخوبی کاوش نمیشود و حالا زمان تمام شده و ریبوت کامل در راه است. پرده اول این فیلم واقعاً چشمگیر است؛ هم داستان و هم شخصیتها برایم جذاب بودند و موسیقی هانس زیمر یک سکانس را در نمایش IMAX بهطرز شگفتانگیزی ارتقا میدهد.
تا نیمه فیلم، فیلمی نسبتا خوب نوشتهشده، خوب اجراشده و هیجانانگیز است (با نقایص جزئی). اما بعد از یک نقطه داستانی ریسکپذیر ولی قانعکننده، سیمون کینبرگ همهی آنچه ساخته بود را نابود میکند. از آن لحظه به بعد، حس میشود قرارداد ادغام امضا شده و همه نیمهتعطیل کار کردند. نوشتار افتضاح میشود، یکی از فراموششدنیترین و بیمعناترین شرورها ظاهر میشود، شخصیتهایی مثل کوئیکسیلور بهندرت در فیلم هستند (اگر قرار است رابطه او با پدرش مطرح شود چرا دوباره به آن پرداخته نمیشود؟)، و پایان حدود سه دقیقه طول میکشد. سه دقیقه — در این زمان کاری معادل یک ساعت پایانی «اونجرز: پایان بازی» انجام میشود. حالا تصور کنید آن ساعت حماسی در چند دقیقه فشرده شده باشد...
بازیگران واقعاً تلاش میکنند. سوفیترنر فیلم را با اجرای عاطفی قدرتمندی حمل میکند تا جایی که تقریباً بهتنهایی شایسته یک نقد مثبت است. جیمز مکآووی (پرفسور چارلز ایکساویر) همچنان نمایشهای درگیرکنندهای دارد، مایکل فسبندر در نقش مگنتو عالی است و جنیفر لارنس (میستیک) حضور زیادی ندارد. نیکلاس هولت (بِست) سورپرایز خوشایندی است، اما جسیکا چِستِین (اسمیت) تنها کسی است که بد اجرا کرده؛ هیچوقت از بازیگر حس نکردم که علاقهای به فیلم ابرقهرمانی داشته باشد و این کاملاً معلوم است — او یک نقش منفی تکبعدی ارائه میدهد.
فیلمنامه پر از تصمیمات نامأنوس شخصیتهاست (که توجیهشده بهنظر نمیرسد) و سکانسهای توضیحی که به تاریخچههای جذاب عدالت نمیکنند. با این حال همیشه به پایان بازمیگردم: من ترجیح میدهم شروعی کند و پایانی قوی داشته باشم تا برعکس. «دارک فینیکس» پرده اولی پرشتاب، سرگرمکننده و جذبکننده دارد، اما کمکم افت میکند تا به یکی از بدترین پردههای سوم در سِگام برسد. البته اکشن خوب است و تصویربرداری قابلقبولی دارد، اما همهچیز آنقدر سریع تمام میشود که فرصت لذتبردن از آنچه باقی مانده را ندارید. اگر نه موسیقی هانس زیمر که من را به صندلی میخکوب کرد، مغزم قبل از پایان خاموش شده بود.
خیلی دردآور است که چنین فرانچایزی محبوب مثل ایکسمن اینگونه به پایان برسد. سیمون کینبرگ، با اطلاع از وقوع ادغام، باید نیمه دوم را تغییر میداد و ریسک بیشتری میکرد. اگر فیلم واقعاً بیاهمیت بود، باید تلاش میکردند کاری نو و بیسابقه انجام دهند؛ اگر شکست میخورد، لااقل بهعنوان فیلمی شجاع و قدرتمند بهخاطر سپرده میشد. اینطور اما نهتنها نقطهپایانی ناامیدکننده برای یک سِگای ۲۰ ساله است، بلکه فراموششدنی هم هست — نه آنقدر بد که مردم یادش بماند، فقط ... معمولی. اگر سازندگان اهمیتی ندادند، چطور از مخاطب انتظار دارند اهمیت بدهد؟
در کل، «دارک فینیکس» همان شد که همه از آن میترسیدند: فیلمی که اصلاً مهم نبود. فیلمی که حتی تلاش نکرد به یک سِگای فوقالعادهای که تأثیر زیادی بر ژانر کمیک داشت ادای احترام کند. بدترین بخش این است که همه میتوانند تصور کنند چقدر میتوانست عالی باشد: بازیگران مناسباند (سوفیترنر میدرخشد)، موسیقی هانس زیمر باشکوه است و اکشن جذاب است. اما روایت ناقص با یک شرور ضعیف و تصمیمات مشکوک شخصیتها آن رؤیاها را خراب میکند. با یکی از ناگهانیترین پایانهای سالهای اخیر، ایکسمن بهعنوان یک فرنچایز جدا از هم به پایان میرسد و حالا امیدش به کوین فیگی و مارول است تا به موتنتها انصاف بپردازند.
پ.ن.: سعی میکنم تا حد ممکن از تریلرها دوری کنم. بعد از دیدن تریلرهای «دارک فینیکس» تنها نصیحت من این است که حتی یک تریلر هم نبینید — مخصوصاً تریلر اول! واقعاً نمیتوانم بفهمم چهطور کسی تریلرهایی اینقدر اسپویلکننده را تأیید میکند. باورکردنی نیست.
امتیاز: C
---
من فکر نمیکنم این فیلم آن فاجعهای باشد که منتقدان میگویند، اما یکی از ضعیفترن فیلمهای ایکسمن از فاکس است. صحنه افتتاحیه که ایکسمنها فضانوردان گرفتار در فضا را نجات میدهند و پایان که مگنتو و ایکسمنها با بیگانگان روی یک قطار میجنگند، صحنههای اکشن خوبی بودند. وسط فیلم کمی لَخت است؛ فیلم انرژی و تاثیر احساسی لازم را ندارد. سیمون کینبرگ این بار فیلمنامه و کارگردانی را بهعهده گرفته تا برای نوشتن «آخرین ایستگاه» جبران کند، اما این فیلم واقعاً آن فیلم را بهبود نمیبخشد. مشتاقم ببینم کوین فیگی چگونه کل داستان فینیکس را بهصورت سهگانه درست بازگو میکند — نمیتوان داستان فینیکس را در یک فیلم جا داد. ما بهسختی این نسخههای جوان شخصیتها را از «آپوکالیپس» میشناسیم. بدترین اجرا از جنیفر لارنس است؛ راون او کِسِهپر و آزاردهنده نسبت به پروفسور ایکس است. خوشحال شدم وقتی از فیلم خارج شد. مشخص است که برای این فرنچایز اهمیتی قائل نیست. بِست کاملاً برخلاف شخصیتش رفتار میکند و با مگنتو برای کشتن ژان میپیوندد — چیزی که او هرگز انجام نمیداد. کوئیکسیلور بعد از زخمی شدن توسط ژان سریعا از فیلم میرود و فقط در پایان برمیگردد؛ رابطهاش با پدرش هرگز مطرح نمیشود. اسکات سامرز از میستیک دستور میگیرد و هیچگاه رهبری نشان نمیدهد. شرورها بیگانگان کلیشهای هستند که میخواهند نیروی فینیکس را برای تسلط بر جهان استفاده کنند — شبیه اسکرالهای ارزانقیمت. همچنین خطاهای پیوستگی با بقیه فیلمهای ایکسمن دیده میشود: «آپوکالیپس» نشان داد فینیکس بخشی از ژان بود، مانند «آخرین ایستگاه». حالا گفته میشود فینیکس خارج از ژان و از فضا آمده است. با پایان این فیلم برای پروفسور ایکس و ژان، بعید است هر دوی آنها در پایان «روزهای آینده گذشته» برای استقبال از لوگن در مدرسه ظاهر شوند. در مجموع ناامیدکننده و زمان مناسبی برای دیزنی جهت ریبوت این مجموعه.
---
فیلم واقعاً خوبی است؛ جلوههای بصری و داستانش عالیاند.
---
بازنمایی کاملتر طرح ژان گری از «ایکسمن ۳» با سوفیترنر
این برداشت دیگری از داستان ژان گری است که در «ایکسمن: آخرین ایستگاه» (۲۰۰۶) دیدیم. آن فیلم تا پرده آخر خوب بود اما در پایان با نبرد معمول بین جهشیافتههای خوب و بد در جزیره آلكاتراز از هسته دراماتیک و جذابِ درگیری درونی ژان فاصله گرفت. «دارک فینیکس» هم همین مشکل را دارد: تعارض درونی ژان بین خیر و شر جذابترین عنصر است و دیگر جهشیافتهها از تغییر او آزردهاند و نمیدانند چگونه با آن برخورد کنند.
متأسفانه، همانطور که در «ایکسمن ۳» رخ داد، سازندگان پافشاری میکنند که همهچیز به یک صحنه نبرد بزرگ ختم شود؛ هرچند اینجا بهتر و تأثیرگذارتر است. نمونهای از پیشبینیپذیری وقتی است که مگنتو از چندین تفنگ برای تیراندازی به وُک استفاده میکند؛ کاملاً میدانید گلولهها بیاثر خواهند بود. پایان فیلم بد نیست، فقط خستهکننده و صوری است، شبیه نبرد بزرگ در «اونجرز: پایان بازی» ولی کمروحتر. اوج اصلی نسخه اولیه «دارک فینیکس» در فضا رخ میداد و شباهت زیادی به «کاپیتان مارول» داشت که زودتر اکران شد، بههمینخاطر سازندگان مجبور به برداشتن و بازتصویربرداری پایان به صحنهای روی قطار شدند؛ اگرچه پلات بیگانگان/جوک کمی حاشیهای است، اما این تغییر مصنوعی یا نامنسجم بهنظر نمیرسد.
من سوفیترنر را به فامکه یانسن در این نقش ترجیح میدهم؛ او دیدنی و لذتبخش است، هرچند از نظر بازیگری هنوز به سطح فسبندر، مکآووی یا جنیفر لارنس نرسیده. بههرحال داستان فینیکس برایم همانقدر جذاب بود که در «آخرین ایستگاه» و اینجا بیشتر پرداخت شده که از این جهت بهتر است. فقط کاش سازندگان جرات میکردند کاری تازه انجام دهند بهجای اینکه پایان کلیشهای و «نبرد بزرگ» را به داستانی که میتوانست عالی باشد ببندند.
اگر «فرست کلاس»، «روزهای آینده گذشته» و «آپوکالیپس» را دوست داشتید، «دارک فینیکس» از همان جنس است و کیفیتی در این محدوده دارد. من «روزها» و «آپوکالیپس» را ترجیح میدهم، اما «دارک فینیکس» هم فیلم بدی نیست؛ حتی بهتر از «فرست کلاس».
مدت زمان: ۱ ساعت و ۵۳ دقیقه.
نمره: B+
---
نمیدانم آیا «دارک فینیکس» بدترین اثر مجموعه ایکسمن است یا نه. یادم میآید وقتی «آخرین ایستگاه» را دیدم خیلی عصبانیتر بودم تا از این یکی. «دارک فینیکس» بهندرت عصبانیم کرد — در واقع چیزی در من برانگیخت نکرد. اما هیچچیزی در این فیلم دوست نداشتم. مثلاً «آپوکالیپس» فیلم بدی بود اما آن قسمت میانی که جوانترها با هم به مرکز خرید میروند برایم لذتبخش بود و آن را کمی بالا میبرد؛ «دارک فینیکس» حتی چنین لحظهای هم ندارد. هیچچیزی را دوست نداشتم.
نمره نهایی: نیم ستاره از پنج — کسلکننده/ناامیدکننده. تا جایی که ممکن است از آن دوری کنید.
---
نه آنقدر بد بود که میترسیدم و خودِ داستان هم مشکلی جدی ندارد، مثل اجراها (بهجز گاهوبیگاه نوسان لهجهها)، حتی سوفیترنر هم بد نبود، جلوههای بصری قابل قبول و کارگردانی متوسطی دارد. اما بزرگترین مشکل دیالوگهاست که از قابلپیشبینی تا کاملاً افتضاح متفاوتاند.
نمیدانم در میان آثار این فرنچایز کجا قرار میگیرد، اما در ابتدا میگویم بالاتر از «آپوکالیپس» است؛ فیلمی که من چندان نپسندیدم اما بسیار فاصله دارد با «فرست کلاس» و «روزهای آینده گذشته». امتیاز: 2.75/5
---
نظرات متناقضی درباره این فیلم خوانده بودم و هیچکدام واقعاً خوب نبودند، پس نسبت به آن تردید داشتم. بالاخره یک روز با بچهها نشستیم و فیلم را دیدیم.
از بهترین فیلمهای ایکسمن فاصله دارد، اما اصلاً هم آنقدر بد نیست. داستان نسبتاً قابلقبول است و همانطور که معمولاً انتظار دارم، جلوههای ویژه که دلیل اصلی تماشای چنین فیلمهایی برای من است، واقعاً خوب هستند. شخصیتها نقشهای خود را نسبتاً خوب ایفا میکنند، گرچه هیچکدام به استانداردی که پاتریک استوارت به مجموعه آورد نزدیک نیستند.
اعتراض اصلیام به فیلم غرزدن مداوم شخصیتهاست. ژان وقتی عصبانی میشود و قدرتش را نشان میدهد، لحظات خوبی دارد اما این لحظات توسط نالهها و غرولندهای او و دیگران تحتالشعاع قرار میگیرد. و هنک واقعاً آزاردهنده و نفرتانگیز است.
من کم به کم کمیکهای ایکسمن خواندهام، پس نمیتوانم ادعا کنم داستان اصلی ژان را میدانم؛ بسیاری از مردم از تغییر داستان ناراضیاند که حق هم دارند. اما این فیلم قطعاً فیلم یک ستاره نیست.
در کل از دیدنش ناامید نشدم؛ نه خوشحال شدم ولی برای یک شب فیلم خانوادگی با بچهها مناسب بود.
---
این فیلم پتانسیل داشت که بهترین فیلم فرنچایز باشد؛ اما متأسفانه چنین نشد. ترکیبی از بازی نهچندان قوی از همان ابتدا وجود دارد، نه نسخه متحرکترِ جیمز مکآووی از «ایکساویر» و نه مایکل فسبندر در نقش «اریک» نتوانستند این داستان خستهکننده و تکراری را زنده کنند. بعد هم فیلمنامه و جلوههای ویژهی متوسط که بارها دیدهایم. فیلم به جایی نمیرسد، اما آنقدر هم سریع تمام نمیشود و پایان که نزدیک به نظر میرسد، زمان زیادی طول میکشد تا برسد. برای تماشای تلویزیون در یک شب تاریک زمستانی بد نیست، اما فراتر از آن نیست.
---
من سالها طرفدار بزرگ ایکسمن بودهام، و مخصوصاً داستان تاریک فینیکس در کمیکها را دوست داشتم. این فیلم یک افتضاح بود؛ از وقتی شروع شد تا پایان فقط بدتر شد. هیچ ربطی به داستان کمیکی «دارک فینیکس» نداشت: ترکیببندیها فرق داشت — ولورین نبود، باشگاه هلفایر نبود... میتوانم ساعتها دربارهاش ایراد بگیرم اما وقتش را ندارم و نمیخواهم وقت تلف کنم. خلاصه اینکه «دارک فینیکس» افتضاح است. تنها نکته مثبت، جیمز مکآووی است که حتی در این فیلم هم زیر وزن کودنیهای داستان میدرخشد. حیف که داستان واقعی «دارک فینیکس» را نساختند؛ آن میتوانست فیلم خوبی باشد. فکر میکردم در پایان «آپوکالیپس» که فینیکس از ژان برمیخیزد، آن را در این فیلم میبینیم اما ظاهراً نویسنده و کارگردان ترجیح دادند به دردسرها و احساسات نوجوانانهای بپردازند که از اصل داستان دور است. از دیدن این فیلم پرهیز کنید.
---
خب... من فکر میکردم «آخرین ایستگاه» بد است — فیلمی که یکی از کلاسیکترین داستانهای کلارمنتایکسمن را گرفت، با یک خط داستانی دیگر ادغام کرد و کاملاً از مسیر خودش خارج شد.
این یکی از آن هم بدتر است.
این فیلم نوعی پیامگرای سیاسی «اولترای بیدار» دارد؛ انگار پیامی درباره مطالعات جنسیتی بر داستان چیره شده و ایدهای دموگرافیک کلی مبنی بر اینکه همه از گروهی مشخص حتماً شرورند، تحمیل شده است. در پایان حتی کمتر از «آخرین ایستگاه» ربط به سِگای تاریک فینیکس دارد. نام منبع صرفاً در عنوان است — حتی بعد از آنکه ایکسمن جایگاه شاخص مارول را از دست داد، مسیر نزولی را طی کرد و همان روند تکراری تداوم یافت.
---
نقطهضعف بزرگ این فیلم این است که تقریباً همه روی صحنه خیلی تلاش میکنند، اما فیلمنامه همهچیز را غرق میکند. کل جریان داستان به این وابسته است که همه شخصیتها بهطرزی کاملاً بیمنطق رفتار کنند، شرور بدترین از میان فیلمهای ایکسمن است، و کوئیکسیلور که امیدوارکنندهترین شخصیت تازه معرفیشده بود، کاملاً کنار گذاشته و هدر میرود. علاوه بر این، هیچگاه از متحد بودن او با مگنتو بهرهای برده نمیشود — مگنتو حتی متوجه هم نمیشود.
در حالی که «روزهای آینده گذشته» عالی بود، ایده گذاشتن این سری جدید در گذشته بهخودیخود بد طراحی شده بود. میتوانست عالی باشد اما با تصمیمات واقعاً احمقانهای هدر رفت. مثلاً چرا این فیلمها در عرض چهل سال رخ میدهند؟ هیچکس در آن مدت آنقدر پیر نمیشود و هیچکدام از فیلمها بعد از «روزهای آینده گذشته» از دورههای زمانی استفاده خوبی نکردهاند. پس اگر همهچیز باعث میشود بیمعنی شود، چرا آن را انجام میدهند؟ صحنهای در «روزهای آینده گذشته» که آینده این خط زمانی را نشان میداد بعد از این فیلم عملاً بیمعنی میشود. چطور ممکن است هر یک از این شخصیتها واقعاً تا آن نقطه از دهه ۹۰ قابلقبول پیر شوند؟
این یک آشفتگی کامل است و کاملاً گیجکننده. امیدوارم برنامههای دیزنی برای ایکسمن بهتر و دقیقتر باشد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
جین هنوز زنده است اگه به فیلم مردان ایکس دقت کنید وقتی لوگان از گذشته برگشت به زمان حال جین هنوز زنده بود
فکر کنم اون جین با این جین فرق داره و دنیای مردان ایکس ریبوت شده