با تلاش بسیار تیم فنی همانند گذشته در کنار شما هستیم !
1 ماه قبل
🧩🔥 وقتی صدای اکثریت میتواند خطرناک باشد…
قسمت 8 فصل 1 Pluribus
تصمیمهایی که گرفته میشوند، دیگر قابل بازگشت نیستند. آمادهای برای تغییر بازی؟ 🎬⚡
2 ماه قبل
🎬 Eşref Rüya – Season 1 | Episode 25
🔥 اوج تنشها، رازهایی که بالاخره برملا میشوند و تصمیمی که میتواند همهچیز را تغییر دهد… این قسمت نفسگیر را از دست نده!
🇹🇷✨ از این به بعد فیلمها و سریالهای ترکیهای را در بلبلجان
📺 کاملاً بهروز تماشا کن و
⏰ هیچ فیلم و سریالی را از دست نده!
2 ماه قبل
📲 Pluribus – قسمت ۷ آماده شد!
⚡ مارا به حقیقت ممنوعه نزدیک میشه و یک افشاگری بزرگ همهچیز رو میلرزونه!
کوین (جیمز مکآووی) مردی است که از اختلال هویت رنج میبرد و 23 شخصیت متفاوت دارد. او سه نوجوان را میدزد اما هنگامی که این سه نفر سعی بر فرار دارند با تمام این 23 شخصیت کوین مواجه میشوند و …
کوین (جیمز مکآووی) مردی است که از اختلال هویت رنج میبرد و 23 شخصیت متفاوت دارد. او سه نوجوان را میدزد اما هنگامی که این سه نفر سعی بر فرار دارند با تمام این 23 شخصیت کوین مواجه میشوند و …
بحثهای زیادی دربارهٔ پذیرفتهشدن اجتماعیِ دیدنِ Split وجود داشته، اما من از همهٔ آن بحثها عبور میکنم و صرفاً دربارهٔ خود فیلم حرف میزنم.
آنا تیلور-جوی بازیِ خوبی دارد، اما آن چیزی که Split را ارزش دیدن میکند جیمز مکآووی است. پیچشِ بسیار تبلیغشدهٔ فیلم برای من تقریباً هیچ تأثیری نداشت، حتی برای کسی مثل من که طرفدار ام. نایت است. هرچند بهنظر من این بهترین...
بحثهای زیادی دربارهٔ پذیرفتهشدن اجتماعیِ دیدنِ Split وجود داشته، اما من از همهٔ آن بحثها عبور میکنم و صرفاً دربارهٔ خود فیلم حرف میزنم.
آنا تیلور-جوی بازیِ خوبی دارد، اما آن چیزی که Split را ارزش دیدن میکند جیمز مکآووی است. پیچشِ بسیار تبلیغشدهٔ فیلم برای من تقریباً هیچ تأثیری نداشت، حتی برای کسی مثل من که طرفدار ام. نایت است. هرچند بهنظر من این بهترین کاری است که شایامالان از زمانِ حداقل Signs ارائه کرده، اما نمیتوان گفت تمامِ موفقیتهای فیلم را باید به گردنِ او انداخت. ستایشِ اصلی به خاطر مکآووی است؛ او - بهجز نقش اصلیاش در Filth - بهترین اجرای کاریاش را ارائه میدهد.
امتیاز نهایی: ★★★ — شخصاً پیشنهاد میکنم ببینید.
---
ابتدا نسبت به دیدن Split مردد بودم؛ قبلاً از آثار ام. نایت ضربه خورده بودم و مطمئن نبودم این فیلم ارزش وقت گذاشتن داشته باشد. اما تریلرها جذاب بودند و همیشه فکر میکردم جیمز مکآووی بازیگری کمتر قدرشناختهشده است.
Split من را شگفتزده کرد. من عاشق این فیلم شدم. آنا تیلور-جوی در فیلم قابلقبول بود و نقشِ دکتر هم خوب بود، اما مکآووی واقعاً درخشید. اینکه بتواند شخصیتهای مختلف را بدون استفاده از ابزارهایی مثل کلاهگیس یا گریم جدا کند نشانهٔ استعداد واقعی اوست. حیرتآور بود که یک شخصیت آدم را نگران و سردرگم میکرد و شخصیت بعدی باعث میشد لبخند بزنید و احساس کنید واقعاً به کودکی عجیب خیره شدهاید. درود بر مکآووی.
آشکار شدنِ ماجرا در پایان باعث شد بیشتر از پیش عاشقِ فیلم شوم؛ هرچند شاید بهتر باشد آن را «آشکارسازی» بنامیم تا «پیچش». هرچه باشد، آن آشکار شدن در پایان باعث شد کنجکاو شوم ببینم بعداً چه خواهد شد.
تنها چیزی که دوست نداشتم، تعارضِ حلنشده بین شخصیتِ آنا تیلور-جوی در پایان فیلم بود. غیر از این، واقعاً دوستش داشتم. قطعاً ارزش دیدن دارد.
---
من از زمانِ Unbreakable طرفدارِ کارگردان نبودهام. فیلم اندکی بالاتر از متوسط بود اما هیچگاه به کیفیتِ The Sixth Sense نزدیک نمیشود. نمیدانم چرا همچنان فیلمهای او را دنبال میکنم؛ شاید امیدوارم یکی از آنها دوباره کیفیت فوقالعادهای داشته باشد. با تمام هیاهوی قبل از اکران فکر میکردم این همان فیلمِ موردنظر است.
خیلی ناامید شدم. امتیازم را کمی پایینتر از Unbreakable گذاشتم. دقیقاً نمیدانم کجا از ریل خارج شد، اما هرگز نتوانست توجه مرا حفظ کند (من که دچار ADHD نیستم؛ سه ساعت یک بیوپیک خوب را هم مینشینم تماشا میکنم).
بخش قابلتوجهی از فیلم به تلاشهای نسبتاً احمقانهٔ دخترها برای فرار اختصاص دارد؛ در موارد دیگر هم مکآووی نقش چند شخصیت را ناتمام بازی میکند. با این همه صحبتها دربارهٔ جوایز، انتظار اجرای متنوعتر و بهتری از مکآووی را داشتم. متأسفانه، مثلِ بسیاری از فیلمهای شایامالان، بازیگرانش را بهصورت مکانیکی راهنمایی میکند؛ حس میشد مکآووی دارد استعدادش را به دیواری که کارگردان خواسته متکی میکند.
تنها او نبود که نقشها را کمعمق بازی کرد؛ دکتر و سه دختر نوجوان هم همینطور. مثلاً پس از همهٔ تماسهای شبانه برای وقتهای اضافی، چرا دکتر زودتر ناراحت نشد یا یکی از شخصیتها را که گفته میتواند احضار کند، صدا نزد تا از وضعیت اضطراری مطلع شود، و بهجای آن وقتی شخصیتِ غالبِ دیگری سر قرار میآید فقط با یک «خداحافظ، برو» کنار کشید؟
من این فیلم را در همان دستهٔ آثار شایامالان قرار میدهم، بهجز The Sixth Sense و Devil که او تنها داستان اولیهشان را نوشته و کارگردانشان نبوده است.
در مورد پایان، آن را یک شگرد ارزان حس کردم. اگر منظور این بود که این فیلم همزمان باِ Unbreakable قرار میگیرد، پیامِ آن خیلی مستقیم و پررنگ منتقل شد. اگر این یک اشاره به Unbreakable 2 باشد، من میگذرم و فیلم دیگری را انتخاب میکنم.
---
بعد از مدتها، شایامالان دوباره فیلمی ساخت که قابلتوجه است. از نظرِ داستان روی کاغذ موضوع سادهای—شخصیتهای چندگانه—بود، اما از نظر سینمایی خیلی خوب عمل کرد. اجرای جیمز مکآووی اولین عامل موفقیت فیلم است. فیلمی سرراست و بدون پیچیدگی بیشازحد که ناگهان در پردهٔ نهایی به مدِ دیگری میگذرد و با یک پیچش همهچیز به پایان میرسد.
سه دختر نوجوان در آغاز ربوده میشوند. قربانیان وضع را درک نمیکنند و چند حرکت بد انجام میدهند، جز یک دختر. در جریانِ فیلم اسرار زیادی دربارهٔ آدمربا فاش میشود و همهچیز بهسمتی میرود که یک اتفاق غیرقابلتصور رخ میدهد. زاویهٔ روایت جانبدارانه نیست؛ بیننده را در موقعیتی میگذارد که انتخاب کند و بیشتر تماشاگران برای آن دختر عجیب همدل خواهند شد—آن دختر آنا بود، و او در مراحل اولیهٔ کارنامهاش عملکرد فوقالعادهای دارد. موسیقی هم عالی است؛ جو را همراه تصویر کامل میکند. اگر به فیلم علاقهمندید، از دستدادن این فیلم اشتباه بزرگی خواهد بود.
امتیاز: 8/10
---
جیمز مکآووی نقش کوین را بازی میکند؛ مردی با بیماری ژنتیکی که باعث میشود چندین شخصیت درونش وجود داشته باشد. درمانگر مطمئن او، دکتر کارن فلچر، از وجود 23 شخصیت آگاه است، اما شخصیتی پنهان وجود دارد که میخواهد بر همهٔ دیگران غلبه کند. تحت تأثیر یکی از شخصیتهایش، کوین سه دختر را میرباید و کیسی کوک (آنا تیلور-جوی) رهبریِ تلاششان برای فرار را بهعهده میگیرد.
آیا این فیلم بازگشت شایامالان به دوران اوجش است؟ آیا Split او را دوباره به مرکز توجه بازمیگرداند؟
روایتِ شایامالان بار دیگر بسیار خلاقانه، غیرمتعارف و در نهایت ذهنبرانداز است. بهجای اینکه از ابتدا تمامِ اطلاعات لازم دربارهٔ شخصیتها را بدهد، آرامآرام آنها را توسعه میدهد، پشتصحنههای ترسناک برایشان میسازد و بخشهایی از گذشتهٔ آنها را در طول فیلم پخش میکند. بنابراین این فیلم برای همه مناسب نیست؛ تماشاگر باید به شایامالان اعتماد کند و واقعاً صبور باشد. از نکات کوچک نیفتید چون با رسیدن به پردهٔ سوم همهچیز تغییر میکند و ناگهان همهچیز معنی پیدا میکند. فیلمنامه به پیچیدگیِ Unbreakable نیست، اما برای درکِ همهٔ نکات مهم نیاز به توجه کامل دارد.
تیم تولید و تدوین باید تحسین شوند؛ از کارِ دوربین تا سکانسهای طولانی یکبرد، و محیطی که شخصیتها را احاطه کرده، همهچیز واقعی و چشمنواز است. موسیقی نقش بسیار مهمی در پایان دارد؛ بدون لو دادن پایان، اشاره میکنم اهمیت آن فراتر از حد معمول است.
در بین بازیگران باید از جیمز مکآووی شروع کنم که بهراستی شایستۀ نامزد شدن برای اسکار بود. در نقشپردازیِ شخصیتهای خیالی باید خودت را صددرصد در نقش بگذاری تا باورپذیر شود... و مکآووی بیش از حد خود را به نقش داد؛ شاید بهترین اجرای دوران کاریاش. تصور کنید اندی سِرکیس در نقش گالوم و اسمئَگول چه کرده؛ حالا آن را برای هفت یا هشت شخصیت مجسم کنید—نمیدانم چند تا بود. در کل، مکآووی فوقالعاده است.
آنا تیلور-جوی هم بهعنوان کیسی عالی است؛ پرترهای از معصومیتِ جوانانه همراه با نیرو و تابآوری. داستان پسزمینهٔ او نقطهٔ جذابی است و برای درکِ پایان ضروریست؛ آنا این نقش را بسیار خوب اجرا میکند. همچنین باید از بتی باکلی برای نقشِ دکتر فلچر تعریف کرد؛ اجرای ضروری و زیبایی دارد که بیننده را با بیماری کوین آشنا میکند.
اما دو دختر دیگر ــ کلِر و مارشیا ــ مشکل اصلیِ فیلم هستند؛ دلیل کافی برای حضورشان وجود ندارد، دیالوگهایشان اغلب مصنوعی و بیمعنی بهنظر میرسد. پایان داستان شاید به پیچیدگیِ سایر آثار شایامالان نباشد، اما امیدوارم تماشاگران با انتظارِ کاذب ناامید نشوند. پایانِ کلاسیکِ شایامالان لازمهٔ فیلمهای او نیست، اما حقیقت این است که پیچشِ اینجا آن چیزی نیست که فکر میکنید. یادداشتِ پایینِ نقدِ من این مسئله را روشن میکند.
در نهایت، Split بازگشتِ شایامالان به سبکِ او در اوایل دههٔ ۲۰۰۰ است: روایتهای خلاقانه و غیرمتعارف، مقدار زیادی تعلیق، زیرپلاتهای جذاب و تیم حرفهای تولید و تدوین. موسیقی نقش بسیار بزرگی دارد، و مکآووی بهترین اجرای دوران کاریاش را ارائه میدهد. آنا تیلور-جوی هم فوقالعاده است، چیزی که دربارهٔ دو دختر همراهش نمیتوان گفت. پایان با پیچشِ کلاسیک همهچیز را قابلفهمتر میکند و من واقعاً این فیلم را دوست دارم؛ یکی از بهترینهای ۲۰۱۷ است.
نکتهٔ بزرگ (اسپویلر):
موسیقیای که درست قبل از نمایش عنوان فیلم پخش میشود، همان موسیقیای است که در پردهٔ سوم Unbreakable شنیده میشود. این یکی از سرنخهای متعدد در طول فیلم است که اشاره دارد Split در دنیای Unbreakable قرار دارد. طبیعتاً پس از نمایش عنوان، صحنهای با حضور دیوید دان (بروس ویلیس) است که این نظریه را تأیید میکند. این جزئیات کوچک نشاندهندهٔ دقتِ شایامالان بهعنوان کارگردان و فیلمنامهنویس است. هر دو فیلم در ژانر «ابرقهرمانی» طبقهبندی میشوند؛ Unbreakable داستانِ «قهرمان» است و Split داستانِ شکلگیریِ «شرور». اگر Glass هم موفق باشد، ممکن است این یکی از بهترین سهگانههای ابرقهرمانی شود.
امتیاز: A
---
سه دختر توسط مردی با تشخیصِ بیش از 23 شخصیت ربوده میشوند؛ آنها باید پیش از آن که شخصیتِ بیستوچهارم ــ معروف به «هیولا» ــ پدیدار شود، فرار کنند.
Split دومین قسمتِ سهگانهای است که از Unbreakable آغاز شده و با Glass (۲۰۱۹) به پایان میرسد. شایامالان بار دیگر اثری ارائه داده که تماشاگران را دو دستگاهی میکند؛ او به سبکِ مورد توجهِ روزهای نخستینش بازگشته، هرچند نحوهٔ پرداختِ او به موضوعاتِ رواندرمانی ممکن است برای برخی ناخوشایند باشد.
مسیرِ فیلم ساده است: دختران ربوده میشوند و در حالی که از وحشت تلاش به فرار میکنند، چند شخصیتِ مختلفِ درونِ آدمربا ظاهر میشوند. این تعلیق و جوّ دلهرهآور بهتدریج میسازد تا در پایان منفجر شود. مکآووی در قالب شخصیتهای گوناگون ترکنشدنی ظاهر شده و هرکدام را با لذت و مهارت اجرا میکند. آنا تیلور-جوی نیز بهعنوان قربانیِ اصلی ترکیبی از معصومیت و قدرتِ درونی را بهخوبی نشان میدهد. در مقابل، شایامالان گاه صرفاً فیلمی برای سرگرمی ساخته که بهعنوان یک تریلر ترسناکِ خوب کار میکند، اما استفاده از کلیشهها و ابزارهای مربوط به بیماریهای روانی باعث میشود برخی مخاطبان از آن استقبال نکنند.
امتیاز: 7/10
---
Split یک تریلر روانشناختی است که از ابتدا تا انتها مخاطب را در لبهٔ صندلی نگه میدارد، عمدتاً بهخاطر اجرای شگفتانگیزِ جیمز مکآووی. او نقش شخصی با اختلال هویت تفکیکی را بازی میکند و بهطور بینقص بین شخصیتها جابهجا میشود؛ هر شخصیت متمایز و جذبکننده است. این اجرا آنقدر متنوع و گیراست که تصور نمیکنم بسیاری از بازیگران امروز بتوانند آن را با چنین دقتی انجام دهند؛ مکآووی صحنهها را در اختیار میگیرد و فیلم را فراتر از یک تریلر عادی میبرد.
آنا تیلور-جوی هم در نقش کیسی کوک میدرخشد؛ او نیرویی آرام و عمقِ احساسیای به داستان میدهد که باعث میشود در مسیر او سرمایهگذاری کنید. واضح است این نقش نقطهٔ عطفی در کارنامهٔ اوست.
خودِ فیلم کلاس درسِ تعلیق است؛ فیلمبرداری بازتابِ روانِ تکهتکهٔ شخصیتِ اصلی است و ریتمِ سنجیدهای دارد که مخاطب را مدام در شک و حدس نگه میدارد. هر صحنه با دقت ساخته شده و فضایی نامطمئن خلق میکند، در حالی که سرنخهایی برای تصویر کلان رها میکند. جزئیاتِ طراحی صحنه و قاببندی تجربه را ارتقا میدهند و فیلم را هم از نظر بصری چشمگیر و هم از نظر روانی فشرده میکنند.
گرچه قصه گاهی به مرزِ فانتزی میزند، اما به اندازۀ کافی زمینگیر است که جذاب بماند... تا وقتی پردهٔ سوم میرسد و فیلم جهشی جسورانه به سوی خاکی دیگر میزند. این ممکن است در ابتدا غافلگیرکننده باشد، اما در نهایت با اشارهٔ نهایی توجیه میشود. آن لحظه کل فیلم را بازتعریف میکند و علاقهمندان به آثار شایامالان را مدتها پس از تیتراژ درگیر خواهد کرد.
بدونِ آن قطعهٔ پایانی، ممکن بود فیلم در میان تریلرهای دیگر کمی گم شود، اما با وجودِ آن، Split بخشی از چیزی بزرگتر میشود و بیننده را مشتاقِ دیدن ادامهٔ ماجرا رها میکند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
بابا فیلم ترسناک به چند دسته تقسیم میشه ،اسلشر (خون و خونریزی )،ماوراطبیعه ،روانشناختی ،این فیلم هم ترسناک روانشناختی بود و بنظرم شاهکار بود تمرکز فیلم روی چند شخصیتی بودنه بازیگره نه حواشی که همه چیزو به بهترین شکل درآوردن عاشقش شدم
0
0
2 هفته قبل
پاسخ
Mehrad87
حیف وقت ، افتضاح بود
0
0
1 ماه قبل
پاسخ
ah.mehdipour
برای وقت تلف کردن خوبه
2
1
5 ماه قبل
پاسخ
مَه
چقدر منو یاد مستر روبات انداخت:)))))
به شدت پیشنهادمیکنم
0
0
5 ماه قبل
پاسخ
امیر محمد
عالی بشدت پیشنهاد میشه
0
0
5 ماه قبل
پاسخ
Ghhcfg
بازیه جیمز مک اوی بی نظیر بود ولی داستان و محتوایه فیلم رو زیاد دوست نداشتم
0
0
10 ماه قبل
پاسخ
Diana
عاشقشم یکی از بهترینا تو اختلال چند شخصیتیه
0
0
11 ماه قبل
پاسخ
کاربر
خیلی خفنه
0
0
1 سال قبل
پاسخ
کاربر
بهترین و هنرمندانه ترین فیلم جیمز مک اوی د ر اوردن چندین کاراکتر مختلف تو یک فیلم کار هرکسی نیست
بابا فیلم ترسناک به چند دسته تقسیم میشه ،اسلشر (خون و خونریزی )،ماوراطبیعه ،روانشناختی ،این فیلم هم ترسناک روانشناختی بود و بنظرم شاهکار بود تمرکز فیلم روی چند شخصیتی بودنه بازیگره نه حواشی که همه چیزو به بهترین شکل درآوردن عاشقش شدم
حیف وقت ، افتضاح بود
برای وقت تلف کردن خوبه
چقدر منو یاد مستر روبات انداخت:)))))
به شدت پیشنهادمیکنم
عالی بشدت پیشنهاد میشه
بازیه جیمز مک اوی بی نظیر بود ولی داستان و محتوایه فیلم رو زیاد دوست نداشتم
عاشقشم یکی از بهترینا تو اختلال چند شخصیتیه
خیلی خفنه
بهترین و هنرمندانه ترین فیلم جیمز مک اوی د ر اوردن چندین کاراکتر مختلف تو یک فیلم کار هرکسی نیست
معرکه است