با تلاش بسیار تیم فنی همانند گذشته در کنار شما هستیم !
1 ماه قبل
🧩🔥 وقتی صدای اکثریت میتواند خطرناک باشد…
قسمت 8 فصل 1 Pluribus
تصمیمهایی که گرفته میشوند، دیگر قابل بازگشت نیستند. آمادهای برای تغییر بازی؟ 🎬⚡
2 ماه قبل
🎬 Eşref Rüya – Season 1 | Episode 25
🔥 اوج تنشها، رازهایی که بالاخره برملا میشوند و تصمیمی که میتواند همهچیز را تغییر دهد… این قسمت نفسگیر را از دست نده!
🇹🇷✨ از این به بعد فیلمها و سریالهای ترکیهای را در بلبلجان
📺 کاملاً بهروز تماشا کن و
⏰ هیچ فیلم و سریالی را از دست نده!
2 ماه قبل
📲 Pluribus – قسمت ۷ آماده شد!
⚡ مارا به حقیقت ممنوعه نزدیک میشه و یک افشاگری بزرگ همهچیز رو میلرزونه!
داستان زن و شوهری بهنامهای مایک و کلیر که با هم یک بند موسیقی بهنام رعد و صاعقه تأسیس میکنند و در مسیر با موفقیتها و ناامیدیهای زیادی روبهرو میشوند.
داستان زن و شوهری بهنامهای مایک و کلیر که با هم یک بند موسیقی بهنام رعد و صاعقه تأسیس میکنند و در مسیر با موفقیتها و ناامیدیهای زیادی روبهرو میشوند.
داستانهای عاشقانه از شناختهشدهترین و محبوبترین ژانرها در سینما هستند و اگر درست پرداخت شوند میتوانند تجربهای تأثیرگذار و رضایتبخش خلق کنند. اما همین پرداخت است که همهچیز را تعیین میکند؛ اگر خوب اجرا شود، فیلمها تأثیرگذار خواهند بود و اگر بد اجرا شود، میتواند آثاری با پتانسیل را بهطور جدی تضعیف کند. متأسفانه همین مشکل درباره آخرین اثرِ نویسندهـکارگردان کریگ بروئر رخ داده است:...
داستانهای عاشقانه از شناختهشدهترین و محبوبترین ژانرها در سینما هستند و اگر درست پرداخت شوند میتوانند تجربهای تأثیرگذار و رضایتبخش خلق کنند. اما همین پرداخت است که همهچیز را تعیین میکند؛ اگر خوب اجرا شود، فیلمها تأثیرگذار خواهند بود و اگر بد اجرا شود، میتواند آثاری با پتانسیل را بهطور جدی تضعیف کند. متأسفانه همین مشکل درباره آخرین اثرِ نویسندهـکارگردان کریگ بروئر رخ داده است: یک زندگینامه عاشقانه مبتنی بر واقعیت که از نظر لحن ناپایدار، فرمولیک، دستکاریکننده و ملودراماتیک است. این فیلم بر اساس مستند گرگ کوهسِ ۲۰۰۸ ساخته شده و روایتِ زندگی زوج هنریِ «لایتنینگ و ثاندر» است؛ زوجی که در میلتوکی و اطراف آن بهعنوان یک گروه تریبوت به موسیقی نیل دایموند (و تا حدودی پتسی کلاین) شناخته شدند. داستانشان قصه فرصتهای دوباره است: هر دو در ازدواج اولشان شکست خوردند و با چالشهای شخصی مانند اعتیاد و بیماری قلبی مایک و افسردگی کلر روبهرو بودند. اما هر دو با تکیه بر موسیقی و عشق توانستند بازیابی شوند، دوباره روی پا بایستند و در کنار هم از پس مشکلات جدید برآیند.
از این توصیف بهنظر میرسد مواد لازم برای یک داستان عاشقانه محکم فراهم است، اما نحوه اجرا و گرایشهای احساساتیِ اغراقشده فیلم از رسیدن آن به چنین مرتبهای جلوگیری میکند. نیمهٔ نخستِ فیلم، شاد و قصهگون است و تُنی ایجاد میکند که از پسِ نیمهٔ دومِ جدیتر برنمیآید؛ فیلم برای پیش بردن روایت به تغییرات محاسبهشده و نامنسجمی متوسل میشود. عامل کیچ و نمایشِ آثاری از نیل دایموند در شروع فیلم بهخوبی — هرچند گاهی بیشازحد — ارائه شده و گاهی فیلم شبیه کنسرتی با صحنههای پراکنده میان اجراها میشود. وقتی لحن تاریکتر میشود، این تضاد با بخشهای قبلی عجیب بهنظر میرسد و بیننده را به این فکر میاندازد که چگونه دو نیمهٔ یکسان میتوانستند در یک فیلم کنار هم قرار بگیرند. اجرای قطعات موسیقی ادای احترامی واقعی به هنرمندان مورد ستایش است و بازی دو نقش اصلی، بهویژه اجرای دلپذیر کیت هادسون، قابل توجه است. با این حال، در مجموع فیلم آنقدر قوی نیست که به یکی از آن داستانهای عاشقانهٔ بهیادماندنیِ هالیوودی تبدیل شود؛ نتیجهای که خود فیلم نیز اندوهی تلخ را برمیانگیزد.
در خلاصهٔ داستان: مایک (هیو جکمن) در صحنهٔ اجراهای تریبوت در میلتوکی زندگیاش را میگذراند و در آنجا با کلر (کیت هادسون) آشنا میشود. او میکوشد از خانوادهاش حمایت کند و مایک هم در حال بازتوانی از اعتیاد است؛ هیچکدام واقعاً کاملاً راضی نیستند تا اینکه ایدهٔ اجراهای مشترک رویِ آثار نیل دایموند شکل میگیرد. با آهنگهایی مثل «Sweet Caroline» چطور ممکن است شکست بخورند؟ اجراهای اولشان بهعنوان «لایتنینگ و ثاندر» برای گروهی از موتورسواران با کتهای چرمی چندان موفقیتآمیز نیست و به مشاجره میانجامد، اما پس از دوبارهجمع شدن و هدفگیریِ مخاطبان کمتر خصمانه، کمکم موفق میشوند و حتی برای گروهی مثل «پرل جم» باز میکنند. آنگاه حادثهای رانندگی باعث میشود کلر به بیمارستان برود و اعتمادبهنفسش آسیب ببیند. مایک که او نیز مشکلات سلامتی دارد، اکنون تلاش میکند خانواده را سرپا نگه دارد و کلر درگیرِ مصرف مسکن و افت روحی میشود؛ اکنون سؤال این است که آیا میتوانند دوباره جمع شوند و از سر بگیرند یا همهچیز بهافت مینشیند؟
جکمن در این فیلم قابلقبول است، اما واقعاً هادسون است که با اجرای گرم و دوستداشتنیاش — هم روی صحنه و هم در دوران بهبود — نمایش را میدزدد. هر دو خودشان آواز میخوانند و جکمن تلاش نمیکند دقیقاً دایموند را تقلید کند؛ او قطعات را اجرا میکند درحالیکه هادسون با پیانو و وکال همراهی میکند و در چند قطعهٔ کانتری هم تماشاگران را وادار به شور و ضرب میکند. این فیلم به هیچوجه زندگینامهٔ نیل دایموند نیست، بلکه روایت دو هنرمند بااستعداد است که عاشق یکدیگر شدند، چند بار زمین خوردند اما تلاش کردند ادامه دهند و در این مسیر هم برای خودشان و هم برای ما لذت و سرگرمی آفریدند. راستی، آیا میدانستید «Cracklin’ Rosie» در اصل دربارهٔ شراب بوده؟
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران